محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

435

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

گرايلى فرستاد و به مجرد استماع توجه موكب نصرت مناقب ، اقدام قرار و ثبات او از جاى رفت و با وجود آن داعيهاى محال و نقش آن اراده‌هاى سريع الزوال كه بر لوح خيال رقم نموده بود ، يكساعت تمكن و قرار در حوصلهء اقتدارش نمانده عنان معاودت بصوب نيشابور منعطف ساخت و چون از قاصدى كه موصل نامهء تركى بود كيفيت و حالت اردوى معلى و كميت سپاه رزمخواه شجاعت انتما استعلام نمود بيكبار از بارهء « 1 » نخوت و پندار ، فرود آمده از استحصال متمنيات متقاعد گشت و بار ديگر بواسطهء توهم استيلاء سپاه ظفر پناه از نيشابور به مشهد معلى فرار نمود و از آنجا بىتأمل و تعلل چگونگى مهمات و سوانح حالات خود را كما ينبغى من اوله الى آخره « 2 » ، مصحوب قاصدى سريع الحركات اعلام والد ماجد نمود و چون نواب عبد اللّه خان بر كماهى وقايع و اوضاع اطلاع يافت ، عنان فكر بجانب تدبير و چاره‌جويى ، و زمام انديشه بصوب تنبيه و نصيحت گويى او تافت و بعد از استخاره و استشاره يكى از مخصوصان معتبر بتعجيل هر چه تمامتر با نامه‌اى كه مضمون عباراتش مشعر بر مقدماتى بود كه مسطور ميگردد ، بنصيحت پسر فرستاده پيغام داد كه از فحاوى عبارات مكتوب آن فرزند دلبند چنين بتحقيق پيوست كه كثرت و جمعيت سپاه ثريا اتفاق عراق از حد عدد ، [ و ] جهت حصر بيرون و طول و عرض آن معسكر قلزم اثر خارج از احاطهء تصور عقل ذو فنونست و لوامع انوار « فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ » « 3 » ، از ماهچهء علم فيروزى شيم ظاهر و هويدا و شواهد اسرار « وَ الَّذِينَ إِذا أَصابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنْتَصِرُونَ » « 4 » از شقهء لواى آسمان ساى سدره فرساى آن گروه ملايك شكوه روى نماست و مقابلهء فئهء قليلهء تو با آنجماعت جليله مانند غديريست حقير در مقابل بحر قلزم و مثابه اجتماع بنات النعش در چمن انجم ،

--> ( 1 ) - م : باده ( 2 ) - م . الى الآخره ( 3 ) - سورهء 5 آيهء 56 متن : ( ان ) به قياس قرآن مجيد تصحيح شد ( 4 ) - سوره 42 - آيهء 39