محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

432

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

بوديم كه مژدهء تشريف ايشان بقراپالچق و لشكر فرستادن بر سر جماعت گرايلى كه از جملهء منسوبان اين دودمان خلافت نشانند رسيد . به جهت استماع اين خبر از ييلاق مذكور كوچ نموده بسرعت و استعجال تمام متوجه چمن بسطام شديم و چون چمن مذكور را مضرب سرادقات جلال گردانيديم و اراده آن بود كه از آنجا متوّجه گشته در قراپالچق با ايشان ملاقات فرمائيم ، درين اثنا خبر رسيد كه از آنجا معاودت فرموده بحوالى مشهد مقدس تشريف برده‌اند و متعاقب خبر ، ايلچى ايشان رسيد و يك جلد مصحف كه برسم يادبود فرستاده بودند رسانيد و چند روزى جهت قرارداد مهمّات استر آباد در چمن مذكور توقف فرموديم و ميخواستيم كه ايلچى را روانه نمائيم كه بسمع اشرف ما [ 238 ] رسيد كه ايشان از حوالى مشهد معاودت فرموده‌اند . به مجرد استماع آن بتعجيل متوجه شديم كه مبادا چون خبر توجه رايات به ايشان رسد باز معاودت فرمايند و تلاقى فريفتن دست ندهد « 1 » كه فرستاده و نامهء نامى ايشان روز يكشنبهء 29 در جاجرم رسيد شرحى كه در باب صلح و جنگ نوشته‌اند ، اولا آنچه در باب صلح قلمى فرموده‌اند كه بقاعده‌اى كه فيما بين سلطان حسين ميرزا و اوزون حسن مقرّر بوده معمول شود بر ضمير شريف مخفى نيست كه سلطان حسين ميرزا كه از طبقهء سلاطين جغتاى است بشما نسبتى ندارد و ازون حسن كه از پادشاهان تراكمه است بنواب همايون ما مناسبتى نيست . اگر فيما بين صلح قرار مينمايند بدستورى كه ميانهء نواب جنت مكان عليين آشيان شاه باباام و پادشاهان مرحوم مغفور كسكن قرا سلطان و پير محمد خان كه از اقوام آن زبدهء دودمان سلاطين‌اند قرار يافته بود كه خراسان داخل ممالك محروسهء شاهى و ماوراء النهر بديشان متعلق باشد و هر يك بر سنت سنّيهء آبا و اجداد عظام خود عمل نموده رفع كلفت و نزاع فرمائيم و بواسطهء رفاه حال مسلمين در مقام عناد و نزاع نبوده باشيم اولى و انسب خواهد بود و اگر بدين نوع صلح راضى نبوده باشند بطريقى

--> ( 1 ) - م : دست بهم ندهد .