محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
16
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
كه بعد از يوسف عليه السلام كسى را بحسن صورت و تناسب اعضاى او در هيچ عصر نشان ندادهاند ، سفرهچى شاه دين پناه بود . نوبتى از خدمت فارغ شده برخاسته « 1 » و روان شد . شاه دين پناه از عقب او نگاه كرده از خرام آرام رباى و خوشيهاى تركيب ذوق افزاى او مادهء تلذذى در خود احساس كرده فى الفور متنبه شده و بندامت و استغفار پرداخته مبلغ دوازده تومان بكفارهء اين بمستحفظين رسانيد و فرمود كه بعد از اين در خدمت كلجهها تا زانو دوخته بپوشند و شمّهاى از اعتلاى شأن و ارتقاى مكان و آثار بأس و سطوت وصيت صلابت مهابتش از اين حكايت معلوم ميگردد . از تجار بحار و مترددين بلاد و ديار ممالك هندوستان باسماع زمرهء انام رسيده كه هر صاحب قدرت كه بر ممالك هند استيلا يابد كه ساير ملوك را تاب مقاومت و طاقت مخالفت او نباشد ، مجموع او را اطاعت كنند و طريق مبايعت او بقدم انقياد سپرده از فرمان تجاوز جايز نشمرند . و چون پادشاه عظمت و جلالت دستگاه جلال الدين محمد اكبر بر جميع ممالك گجرات و بلاد سر نديب و سومنات و ديار اكره و دهلى و توابع تا ولايت زير باد كه قريب بكشور چين است مستولى گرديد و تمامى پادشاهان و رايان آن ممالك را مطيع و منقاد گردانيد ، اراده فرمود كه پادشاهان ممالك دكن نيز غاشيهء اطاعت بر دوش و حلقهء متابعت در گوش كشند و رسم هندوستان چنين است كه هرگاه ملوك ذوى الاقتدار خواهند كه ديگر سلاطين را متابع و مأمور گردانند ، تمغائى كه به آن اسبان خاصه را داغ ميكنند جهت ايشان ميفرستند هر كدام اسب خود را به آن داغ كردند علامت قبول اطاعت و ودادست و هر كه نكرد نشانهء سركشى و عناد . بنابرين مقدمه جلال الدين اكبر جهت پادشاهان مملكت دكن كه چهار حاكم باستقلال بحشمت مقترن بودند ، ايلچى باتمغا فرستاد و بعد از وصول ايلچى و اطلاع بر مدعاى پادشاه اكبر ، ملكان حيران و مضطر در بحر انديشه و تفكر افتاده
--> ( 1 ) - م . برخواسته .