محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
423
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
از آن پس كه در روم سازد مقام * بدست آورد كشور مصر و شام به آيين شاهان گردن فراز * علم برفرازد بملك حجاز بسى زين خيالات بيهوده داشت * كه خاطر بر اقبال آن ميگماشت نياورد از آنها يكى را بدست * فلك در دلش خار اين غم شكست چو يك صدمه ديد از سپاه عراق * شد از خاطرش آن همه طمطراق القصه بعد از آنكه حيرت و پشيمانى و فكرت و سرگردانى عبد المؤمن سلطان از حد و نهايت گذشت و از آن آرزوهاى محال و تمناهاى سريع الزوال كه در آئينه خيال او جلوهگر بود ، هيچيك بوقوع مقرون نگشت « 1 » ، باحضار اركان دولت و اعيان حضرت خود فرمان داد و طريق نصرت و وجه فرح و انكشاف قبض و انحلال عقده از آن جماعت نقى الخد طلبيده بهيأت اجتماعى در آن عتبه داخل شدند و ابواب جانقى و كنكاج برگشاده و آن زمره بدرياى انديشه فرورفته عاقبت به غواصى فكر عميق و دستيارى خيال دقيق « 2 » اين گوهر از بحرين معير بساحل تدبير آوردند كه چون به يقين پيوست كه ما را تاب مقابله و مقاتله و قوت جدال و قدرت قتال با سپاه نصرت مآل شاهى نيست و برابرى و صف آرائى با لشكر ظفر پيكر ، خارج از احاطهء دايرهء تخيل ماست زيرا كه صفت « مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَكْثَرُ جَمْعاً » « 3 » از وجنات حال آن گروه مزاحم هويدا و سمت « إِنَّ هؤُلاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ » « 4 » از صفحات احوال اين فوج مقتحم ظاهر و پيداست ، الحال صلاح وقت اين ، و مصلحت روزگار منحصر در اينست كه با اركان دولت قضا صولت طرح صلح انداخته از در مصالحه و مهاونه « 5 » در آئيم ، تا در لباس خصوصيت و يارى و شيوهء مصادقت و دوستدارى لوازم عناد قديم و آثار عداوت مستقيم از حيز قوت بجلوهگاه ظهور آوريم .
--> ( 1 ) - م : نگرديد ( 2 ) - م : عميق ( 3 ) - سورهء 28 قسمتى از آيهء 78 ( 4 ) - سورهء 26 ، آيهء 54 ( 5 ) - م : مداهنه