محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
416
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
رسيد كه آن جماعت را فى الجمله تنبيه و تأديب نمايد و چون عنان عزيمت بدان صوب معطوف گردانيد عازم شديم ، به مجرد استماع آمدن عساكر منصور ، روى بهزيمت نهاده فرار نمودند و جمعى تركمانان كه در استراباد و آنجانباند ، امثال گرايلى و غيره تمامى قطاع الطريق و بد عهد و سرمايهء فتنه و فسادند و اگر به جهت محافظت مال و عيال خود بالضروره ملتجى بهر دو جانب ميشوند ، در آخر از آن جماعت غير از شر و فساد بهرهاى نيست و مخرّب قواعد و روابط و داد و اتحاد اين قسم مردمند . پس ، اولى وانسب آنست كه از جوانب ، برين طبقه اعتماد نباشد و چون در زمان سلطان حسين ميرزا و اوزن حسن و پدران آن سلطنت دستگاه ، رفت و آمد بنوعى بوده است كه تجار و مترددين ، بخاطر جمع بخانهء مباركهء كعبه زادها اللّه شرفا ، رفت و آمد مينمودهاند ، اكنون در زمان دولت ما ، و آن سلطنت پناه ، طريق آنست كه همان شيوهء مرضيه مرعى باشد تا عازمان حرم محترم و تجار بلاد ، بلا اكراه در مهد امن و امان ، آسوده حال باشند و بعد همگى همت عالى نهمت از جوانب بر آن گماريم كه اين جمع قطاع الطريق و مردم شرير كه مادهء شرّ و مايهء [ 230 ] فساد و باعث خرابى ملكند ، بر طرف شوند . بعد از آن بناى دوستى و محبت چنان استحكام پذيرد كه بهيچگونه ، خلل بقواعد آن راه نيابد و همواره به ارسال اين تقريبات ابواب مكاتبات سنّيه و مفاوضات عليه كه موجب دوستى و مصادقتست مفتوح باشد و طريق بيگانگى به يگانگى تبديل يافته الى يوم القيام بجا ماند و چون مراد از سلطنت و فرمانفرمائى ، صلاح حال و مآل و موجب انتظام امانى و آمال جميع مسلمانان ، بل كافه رعايا و جمهور عالميانست و هر آينه فايده و نتيجهء محبت ما بين آنست كه خلايق روزگار ، در مهد امن و امان معاش نموده بوسيلهء اين موهبت عظمى تجار و مترددين و طالبان راه مكهء