محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
411
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
در اثناى اين حالات بعرض شهريار فريدون صفات رسيد كه بعضى از امراى كج انديشهء بد اعتقاد مثل شاهقلى سلطان پياده اغلى ، كه جوانى بهادر و دلاورى با تهور بود و در بسيارى از معارك و رزمگاه ، آثار مردانگى و شجاعت بظهور رسانيده كارهاى نمايان كرده بوده و گوى مسابقت از همگنان بچوگان شجاعت ربوده ، باتفاق بدر خان افشار و امام وردى سلطان آتلاندى طريق صدق و سداد و سبيل رشد و رشاد گم كرده و سررشتهء صوفيگرى و اعتقاد از دست داده بارشاد ابليس لعين كه دليل راه جهنم و بئس المهاد است ، مكتوبى به جعفر پاشا [ كه ] ضابط قلعهء تبريز و توابع بود نوشته اظهار دوستى و يكجهتى با او « 1 » كردهاند . و كيفيت خلاف و نفاق با منتسبان اين دولت ابد بدايت در آن مكتوب شرح داده و اين مكتوب را بيكى از ملازمان معتمد خود سپرده فرستادهاند و آن ملازم را توفيق سعادت عنانگيرى كرده كتابت را بجنس به خدمت استادگان بارگاه جهان پناه آورد و بعد از اطلاع بر ما حصل آن مكتوب امراى مشار اليهم را بحضور طلبيده استفسار اين قضيه كردند و سبب و جهت اين مخالفت و عناد پرسيدند . امام وردى سلطان به ايراد معاذير دلپذير و ايجاد سخنهاى خوش تقرير زبان بيان گشاد و معذرتش درجهء قبول يافته قلم عفو بر جريدهء زلّتش « 2 » كشيده شد اما آن دو خون گرفتهء كافر نعمت و آن دو مرتد صاحب شقوت ، اصلا انكار اين معنى ننمود « 3 » و زبان عجز ، بتقرير « رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّينَ » « 4 » نگشودند و بر زبان آوردند كه بواسطهء آن مرتكب اين فعل شنيع و عمل بديع شديم كه پيش ازين تاب كشيدن جفا و طاقت بار آزار نداريم و زياده ازين تحمل به زبونى و عار در ميان امثال و اقران با خود قرار نميتوانيم داد . بعضى درين اردو هستند كه هرگز كسى در هيچ معركه ايشانرا نديده و كار [ ى ] كه ازو توان گفت از
--> ( 1 ) - م : به او ( 2 ) - م : ذلتش ( 3 ) - د : نمودند ( 4 ) - سورهء 23 آيهء 106 . هر دو نسخه ( كتابها . . . ) به قياس قرآن كريم تصحيح گرديد