محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

409

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

نظام مهمات استراباد و توابع بود اهالى قلعه حسن خاص ، قاصدى بپايهء سرير سپهر اختصاص فرستاده پيغام دادند كه اوزبكى چند فلوس درين قلعه ساكنند و اعتقاد بر حصانت قلعه كرده بخاطر مطمئن اوقات ميگذرانند و چنين [ 226 ] معلوم شد كه چندان قدرتى و قوتى ندارند . اگر چنانچه بعضى از لشكر نصرت اثر ، به امداد و اعانت اين بندگان آيند ، به اسهل وجهى تمامى اوزبكان را از قلعه اخراج ميتوان كرد بلكه همه را دستگير كرده و كشته ، فضاى اين حصار از لوث وجود اين اشرار پاك مىشود . به اين تقريب اشارت علّيه از مكمن فرمان صادر شد كه بعضى از غازيان جنگجو در ملازمت جناب حسين خان شاملو و بعضى ديگر از امراى نامجو بفتح قلعهء مذكور ، لواى منصور برافرازند ، اما قبل از وصول سپاه ظفر دستگاه ، لطيفه‌اى از غيب روى نمود كه در خيال كسى نبود . بيان اين لطيفه آنكه بهادرى از اوزبكان كه حاكم و ضابط قلعه بود ، روزى با اتباع و اشياع ، بهوس شكار ، از حصار بيرون رفته تا شامگاه در صحرا ماند و اندكى از شب گذشته بود بدر قلعه رسيد ، در را بسته ديد . اول حال شيوهء تحمل و تواضع پيش گرفته هر چند از در مدارا و مواسا درآمد ، به هيچ وجه فتح بابى روى ننمود و آخر الامر بطريق تهديد و وعيد [ روى ] آورد و مهم منجر به خشونت گرديد و جنگ بر قلعه انداخته نيران قتل و جدال اشتعال يافت و چون كار بر هر دو طرف تنگ شد اهل قلعه بيرون آمده بهيئات اجتماعى بر اوزبكان حمله بردند « 1 » و چند كس كه عمدهء ايشان بود كشته گشته بسيارى را دستگير كردند و بقية السيف روى بهزيمت نهادند و جمعى از عقب رفته تمامى آن گروه شرير را به بئس المصير فرستادند . و اوزبكان را كه زنده بدست آورده بودند ، با سرهاى كشتگان به اردوى ظفر قران ارسال داشتند و پس از وصول امراى شجاعت انتما ، چون اهل قلعه اين نوع كار

--> ( 1 ) - م : كردند .