محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

407

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

عرصهء خاك جيوش كاينات در ميدان جهان بوقلمون مىآرايد ، به اين آراستگى لشكرى بمعرض عرض در نياورده . شعر سپاهى اساسش چو البرز كوه * گذشته ز البرز كوه از شكوه جهان كوه تا كوه لشكر گرفت * سكون از زمين و زمان برگرفت ز جنبيدن آن سپاه گران * تزلزل در اركان هفت آسمان چو ريگ بيابان برون از عدد * ز برگ درختان فزون‌تر عدد چو دور فلك خارج از انحصار * چو خيل ثوابت فزون از شمار ز بسيارى لشكر بىحساب * نمىتافت بر كوه و دشت آفتاب فراهم رسيد آنچنان لشكرى * كه عرضش نگنجيد در كشورى عطارد اگر عرض آن خواستى * ورقهاى گردون برآراستى از غرايب وقايع آنكه ، در آن ايام فيروزى انجام كه مواكب كواكب شكوه در ييلاق لار و حدود فيروزكوه ، بارگاه استقامت افراشته بود ، عبد المؤمن سلطان ، كه با غرور موفور از خطهء نيشابور بموضع قرا پالچق آمده جمعى از اوزبكان را بتاخت الوس گرايلى فرستاده بود و آن جماعت از ايلى و متابعت ايشان سر باززده طريق سركشى و نزاع گرفتند و جنگهاى مردانه با اوزبكان كرده شيوهء منازعت و مخاصمت از پيش بردند . درين حالت ، به مجرد استماع نهضت موكب ظفر مناقب ، بناى ثبات و قرار و پاى تمكن و وقارش از جاى رفته ، قدم ادبار در وادى فرار نهاد و از بيم سپاه منصور ، تا خطهء نيشابور هيچ جا عنان استقامت باز نكشيد و به آن جرأت و جسارت اكتفا نكرده بعد از وصول به نيشابور ، ارتكاب ترك اداب تعظيم و تبجيل نموده از روى نخوت و خود بينى ، اين رقعهء تركى قلمى نموده بدست قاصدى خراسانى ارسال فرمود و هى هذا :