محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
401
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
لشكر ظفراثر و موازى سه هزار پياده و سوار جرار همه تفنگچى و كماندار ، بملازمت آمده داخل موكب ظفر مناقب گردند و ديگر بهر چه رأى پادشاهانه اقتضا فرمايد عمل نمايد و نواب كامياب مقدمات سابقه و لاحقه را پيش نظر انتقام آورده بهيچيك از معذرتها و خدمتهاى خان احمد راضى و تسلى نشد و خان احمد نقش تدبير ديگر بر صفحهء انديشه كشيده حليلهء جليلهء خود را كه عمهء نواب باشد ، با صبيهاى كه ازو داشت ، به خدمت نواب فرستاده پيغام داد كه بر ضمير مهر تنوير شهريار جهانگير ، اين معنى واضحست كه بواسطهء كبر سن و عروض ضعف و پيرى معلوم كه چندگاه ديگر مهلت زندگانى باشد و پسرى ندارم كه والى عهد و قايم مقام من باشد صلاح دولت در اينست كه نواب دختر را نامزد پسر كند و مملكت گيلان را [ 222 ] بجهاز دختر قبول فرمايد « 1 » . اگر مصلحت وقت اقتضاى آن كند و التفات شاهى شامل حال بنده باشد ، و دو روز ديگر كه اين پير خيرخواه زنده است به نيابت و ولايت دختر ، اين ملك را متصرف باشد و عجالة الوقت ، آن مبلغ كه به جهت مدد خرج لشكر قبول كرده سامان داده با سپاهى كه مقرر شود بدرگاه معلى فرستد و اگر اين مقدمات نيز موافق مزاج اشرف نمىافتد ، مرحمت فرموده آنقدر مهلت دهند كه زاد و راحلهء راه كعبهء معظمه زادها اللّه تعظيما و شرفا ، سرانجام نموده گيلانرا به تصرف استادگان اين درگاه گذاشته روى توجه به كعبهء مقصود نهد و چون نواب كامياب را غرض اصلى از تنبيه و تأديب خان ، تسخير بلاد گيلان بود ، ازين سبب كه بعضى از بندگان خدا پايمال مواكب قتل و غارت نگردند « 2 » ، شق اخير را « 3 » اختيار فرمود و بعضى از امراى صلابت شعار مهابت آثار را بحدود لاهيجان كه دار الملك ولايت گيلان و مستقر سلطنت خان احمد بود ارسال فرمود و خان احمد هم بموجب الامر اذا تم زال ، دست از ملك
--> ( 1 ) - م : فرمايند ( 2 ) - م : نگرد ( 3 ) - م : شق اخير اختيار