محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
13
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
و رعايت رعيّت و سپاهى پرداخت در بهار سنهء اربع و ثلاثين و تسعمائه ، عبيد اللّه خان اوزبك كه خواهر زادهء شيبك خان بود بارادهء تسخير ملك خراسان ، با سپاهى از حيّز عدد افزون ، از جيحون عبور نموده و شهريار ممالك ايران ، لشكر بيكران بمدافعهء او بخراسان كشيده بعد از طى مراحل در موضع جام كه ما بين مشهد مقدس و دار السلطنهء هراتست ، التقاء « فِئَتَيْنِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ أُخْرى كافِرَةٌ » « 1 » وقوع يافته ، حربى در غايت صعوبت اتفاق افتاد . و چون هنوز بين الامرا و الاركان « 2 » دولت ابد انتها ، غبار خلافى بسبب آنكه هر يك از امراى عظام را خيال امير الامرايى در دماغ بود ، بنابراين ، عدم اتفاق بر لشكر عراق افتاد [ و ] طبقات قزلباش متفرق گشتند . نقلست كه در حين فرار حسن سلطان افشار كه حاكم دار الامان كرمان بود از راه بيابان سيستان ، به مدت « 3 » نه روز خود را به كرمان رسانيد چون داخل آن بلد شد و عمارات را ديده يقينش حاصل شده بود كه اينجا كرمانست ، آنزمان نگاه واپس كرده بود . القصه لشكر قزلباش از هم پاشيده ازبكان اردوى همايونرا غارت كردند و عبيد خان خبر اين قضيه كه به اعتقاد او فتح و ظفر بود بخطهء بخارا فرستاد و شاه دين پناه بعد از تفرق سپاه با نه كس كه پنج نفر ترك و چهار نفر تازيك بودند بر بالاى پشتهاى رانده فرود آمد « 4 » و روى توجه بجانب مشهد مقدس كرده جبين ضراعت و ابتهال بر خاك پاك نهاده با رقّت قلب و زبان نياز ، از كريم كارساز استيصال مخالفان و استقلال غازيان و موافقان ، از حضرت شاه خراسان استشفاع نموده و بعد از زمانى دير كه آثار اجابت و شفاعت بظهور رسيد سر از زمين برداشته بحاضران گفت كه نوعى كنيد كه سپاه پراكندهء ما مجتمع گردند كه حضرت امام - رضا عليه التحية و الثناء سلطنت بما داد و آن جماعت بعنوانى كه دانستند و بطريقى كه توانستند لشكرى را كه در آن حوالى و حواشى در [ 7 ] عقب پشتهها توقف داشتند
--> ( 1 ) - سورهء 3 آيهء 13 . ( 2 ) - م : بين امراء و اركان . ( 3 ) - م : بمدد . ( 4 ) - م : آمدند .