محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
384
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
عالى مكان ، معلوم استادگان پايه تخت سپهرنشان گشت ، اشارت نوّاب خواندگار نيز برخصت خان بلند مقدار شرف اصدار يافت و نوبت ديگر قامت اعتبارش را بخلعات شاهانه و تفقدات خسروانه و نقود وافره و جواهر زواهر ، از خزانهء عامره نامزد او گرديد و مكاتيب محبت اساليب « 1 » با تحف و هدايا ، خارج از احاطهء حصر و احصاء ، جهت نواب همايون و اركان دولت ابد مقرون مقرر شد . و از آنجا كه نوّاب خواندگار را نسبت بجناب مهدى قليخان التفات بىغايت بود ، سفارش نامهاى در باب او ، بنواب سپهر جناب و امراى دولت انتساب نوشتند مضمون آنكه چون درين ولا ، بين الجانبين اساس محبت و اخلاص و بناى مودّت و اختصاص ، بشرايط اتحاد و قواعد اعتقاد استحكام يافته و ابواب خلاف و عناد بمراسم فتوت و لوازم مروت انسداد يافته و شيوهء بيگانگى بشعار يگانگى مبدل گشته ، وظيفهء محبت و طريقهء فتوت آنست كه چون امارت پناه مهدى قليخان ، منظور نظر التفات اينجانب گرديده نواب عالم مدار نيز ملحوظ عين شفقت و مشمول امر عاطف بىغايت ساخته بمضمونى كه مرقوم رقم منشيان عطارد قلم اين درگاه جهان پناه شده حكومت و محافظت دار الارشاد اردبيل ، يا دار الموحدين قزوين در عهدهء كفايت و درايت مشار اليه كرده ، مهام و عنان سرانجام امور خواص و عوام آن محال خير انجام را بقبضهء اقتدار آن امارت شعار دهند كه هر آيينه مزيد متانت بنيان محبت و صداقت و اتقان بناى اعتقاد و ايقان خواهد بود . و چون مكتوب مصادقت اسلوب بخاتم ختم مزّين گشت ، با تحفههاى نادره و تبركات وافره و اجناس فراوان و بيلاكات بيحد و پايان ، خان عاليشان را رخصت داده لواى عزيمت بصوب مقصد برافراخت و بعد از طى منازل و قطع مراحل چون آوازهء وصولش بدار السلطنهء قزوين رسيد ، نواب كامياب اشارت فرمود تا امراى عظام كرام و استادگان پايهء سرير فلك مقام و ساير اركان
--> ( 1 ) - م : اسلوب .