محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

381

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

رقم ، نشان حكومت و ايالت آن مملكت بنام او نوشته و بتوقيع مهر آثار مزّين شده سواد حكم را با حاكم كارساز رعيت نواز به آن صوب فرستاد . پس از آن ، در منصب مرجوعه شروع نموده چنان ضبطى و قاعده‌اى وضع كرد كه با وجود نسق و رونق پدرش نسبت به اين كمال ، اهمال و بىتميزى بود و در آن مهم چنان دست استيلا برآورد كه به غير از فرهاد خان كسى نماند كه نيزكى عصاى او به سينه‌اش نرسيد و از اينجهت اكثر امراء و مقرّبان ، ازو دلگران گرديده بملاحظهء لطف شاهى كه شامل حالش بود هيچ بر زبان نمىآوردند و اين آزارها ازو در دل گرفته تحمل ميكردند و ظاهرا با او تملقات كرده باطنا در مقام ازاحهء « 1 » علل استيلاى [ 211 ] او ميبودند تا زمانى كه شاهد آرزوى ايشان از وراى حجاب غيب روى نمود چنان كه عنقريب مرقوم كلك سخن گزار ميگردد انشاء اللّه وحده العزيز . ذكر توجه امراى عظام ، به جهت فتح خراسان و بيان معاودت ايشان بتوهم كسر و ضم ايشان به اردوى ظفر قران و در آمدن اسفراين و سبزوار به تصرف اوزبكان يأجوج شعار در آن اوان فرخنده‌نشان كه خاطر اقبال ناظر پادشاه سليمان شأن از مهم يعقوب خان فراغت يافته موكب نصرت قران از دار الملك سليمان معاودت فرمود و ساحت دار السلطنهء قزوين از ورود آن رشك گلشن جنان گشت ، از انهاء و اخبار بعضى از مردم خراسان ، مسموع نواب پادشاه كامران شد كه ولد عبد اللّه خان ، بعد از تسخير مشهد مقدس ، بصوب ماوراء النهر رفته و از اوزبكان جهنم مكان ، معدودى در خراسان مانده‌اند ؛ اگر بعضى از امراى ظفر دستگاه ، با فوجى از سپاه رزمخواه توجه فرمايند ، ما بندگان نيز حسب المقدور مراسم امداد و اعانت بتقديم رسانيده مشهد معلى

--> ( 1 ) - م : ازاجه .