محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
377
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
رنگ گرديد و پس از شرايط نظم و نسق و قواعد رواج و رونق آن كشور و نظر در مهمّات رعيت و لشكر ، در اواسط فصل زمستان سنهء نهصد و نود و نه ، لواى نهضت ، بصوب دار السلطنهء قزوين برافراخت و مقارن وصول بدار المؤمنين كاشان ، كور حسن كه شمهاى از حسن اطوارش در ضمن كيفيت حالات يعقوب خان گذشت مقتول گشت و سبب كشتن او اين بود كه در وقتى كه به آوردن يعقوب خان به شيراز رفت و مهمى نساخت ، نواب همايون اكثر اوقات در فكر تأديب او ميبود تا وقتى كه برادران نامدار را ميل كشيد از كور حسن پرسيد كه اين كار را چون كردم ، آن كور باطن و ظاهر بر زبان آورد كه اجاق را كور كردى ، اين سخن بر طبع نواب گران آمده روزى در كاشان ، حسين بيگ قورچى شمشير خاصه مهمانى ميكرد ، حسين بيگ را امر فرمود تا او را نيز مهمانى كرده از مائدهء عمرش سير گردانيد . ذكر وصول رايت نصرت آيت بدار السلطنهء قزوين و رسيدن امارت پناه تخماق خان و مهدى قليخان ، بشرف پابوس « 1 » پادشاه سكندر قرين بعد از وصول موكب سكندر قرين بدار السلطنهء قزوين ، محمد خان ولد شاهقلى سلطان كه از اعاظم امراى استاجلو بود ، و در اوايل حال ، در تاريخ سنهء ثمان و اربعين و تسعمائه ، بفرمان شاه دين پناه ، حاكم مشهد مقدس رضويه على راقدها السلام و التحية و بلدهء طيبهء نيشابور و قصبهء تربت گشته چند سال در آن آستانهء كعبه مثال ، در كمال استقلال حكومت كرد . بعد از آن ايالت ولايت شماخى و چغور سعد « 2 » به او تعلق گرفته آن سر حد را بواجبى در حيطهء ضبط و ربط آورد و چون شاه دين پناه ، شاهقلى سلطان را به ايلچى گرى بپايهء سرير سلطان سليمان كه در آن تاريخ خواندگار ممالك روم بود فرستاد ، محمد خان را بمحافظت ولايت والدش
--> ( 1 ) - م : پاى بوس . ( 2 ) - چخور سعد