محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

367

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

بهر نوع كان بودى از ممكنات * مهيّا در آن بزم جنت صفات حريفان بزمش همه ساده رو * برافروخته ز آتش باده رو چه اصحاب ساز و چه اهل سرود * همه شمع رخساره خانى « 1 » ز دود همه اهل خدمت ز نزديك و دور * بحسن و صفا رشك غلمان و حور ز هر چيز و هر كس كه مطلوب بود * در آن بزم پر بود و پر خوب بود و مدت يك ماه كه شهريار عاليجاه ، در آن بلدهء فردوس رتبه استيفاى حظّ كامل نمود ، در اوايل زمستان سنهء تسع و تسعين و تسعمائه عنان توجه بجانب دار السلطنهء اصفهان منعطف ساخت و ظلال « 2 » حشمت و اقبال بر مفارق مقيمان آن بلده جنت همال انداخته ، به انبساط بساط عيش و عشرت پرداخت . ذكر توجه ولد عبد اللّه خان بممالك خراسان و درآمدن مشهد متبرك به تصرف قوم ازبك قوم اوزبك ، در آن اوقات خجسته ساعات كه شهريار سرافراز در محروسهء فردوس طراز شيراز در ضمان مهيمن بىانباز ، بر سرير « 3 » نعمت و ناز تمكّن داشت و همواره بمساعدت دولت و اقبال و معاضدت حشمت و اجلال ، در دار الملك سليمانى لواى عيش و كامرانى افراشت ، عبد المؤمن سلطان ولد عبد الله خان كه بين الجمهور سلطان زاده مشهورست با سپاهى موفور از اوزبكان مغرور از رود حيحون عبور نموده حوالى بلخ و شبرغان را مضرب خيمه و بارگاه گردانيد و بعد از چند روز از راه مرغاب به بادغيس « 4 » آمده ايام بهار را در آن مرغزار نزاهت آثار ، بر كنار سبزه « 5 » و جويبار بگذرانيد و اوّل تابستان كه شهسوار فلك ميدان ، سمند آتش عنان به قصد جولانگاه ماه گرم ساخت و خسرو تخت چهارم ، برين فيروزه‌گون طارم ، از خانهء دو پيكر بصوب منزل قمر علم تحويل افراخت ، سلطان زاده با غرور

--> ( 1 ) - كذا ، ظاهرا : خالى زدود ( 2 ) - م : جلال . ( 3 ) - م : بر سر . ( 4 ) - م : بادعيش . ( 5 ) - م : سبز .