محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

364

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

پس از آن نوّاب و الا جناب ارادهء ديدن قلعهء اصطخر بخاطر خورشيد مآثر آورده « 1 » با جناب ركن السلطنه علم توجه به طرف قلعه افراخت و در محّل سوار شدن ناگاه نظرش بريولى بيگ غلام افتاده بر زبان آورد كه اين غلام هنوز زنده است ؟ فرهاد خان غرض نواب را دريافته بعضى را بكشتن او مأمور ساخت و فرمانبران فى الحال مهمش را از هم گذرانيده سرش را در پاى سمند راه پيماى انداختند و نواب بقلعه رفته و تماشاى آن حصار سپهر آثار بديدهء تعجّب نموده بعد از مراجعت ، داعيهء سير دار العباد يزد از خاطر عاطر سر بر زد . اما قضيه‌اى حادث شد كه آن اراده چند روز در حيّز تعويق ماند . بيان قضيه آنكه ، چون همواره طبع همايون پادشاه ربع مسكون بمراسم شكار [ 200 ] و اسب تازى و قپق زدن و چوگان بازى ميل بىنهايت و شعف بىغايت دارد و اكثر اوقات فرخنده صفات را بلوازم اين امور مصروف ميسازد « 2 » ، روزى به عادت معهود در ميدان محروسهء شيراز بچوگان باختن مشغول بود ، ناگاه اثر عين الكمالى بذات بىهمال پادشاه كيخسرو خصال رسيده مركب از غايت تندى بسر درآمد و نواب بر زمين افتاده وجود شريفش آزار بسيار ديد و يك پاى مباركش در زير مركب مانده كوفت بىنهايت كشيد « 3 » چنان كه تا مدّت يك ماه ، سوار شدن بلكه از خانه بيرون آمدن متعذّر بود . و گاهى كه جهت تسليهء دل امراء و اعيان ، از حرم محترم بيرون آمده بديوانخانه تشريف ميداد ، عصاها به زير بغل درآورده خدمتكاران و پرستاران بازوهاى نازنينش را گرفته بر ايشان تكيه ميفرمود و لحظه‌اى در ديوانخانه مانده ابواب فرح و سرور ، بر روى اميد نزديك و دور ميگشود و حكماى مسيح دم خضر مقدم ، جهت معالجه داروها ساخته و ضمادات و نطولات ترتيب داده

--> ( 1 ) - م : اراده ديدن قلعه اصطخر نموده . ( 2 ) - م : ميساخت . ( 3 ) - م : ديده