محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
357
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
و در جميع مجالس بر تمامى امراء و اركان دولت او را تقديم نموده در همه وقت روى صحبت با او بود و در اكثر مهمّات بمصلحت و مشورت خان عمل كرده گفت و شنيد و نشست و خاست و منع و خواست ، حتى خورد و خواب ، بصلاح و صوا بديد او مقرون بود ، بمثابهاى كه تمامى اركان دولت و مقربان بارگاه [ 196 ] سلطنت ، برو رشك برده آغاز سعايت و فتنه انگيزى كردند و سلسلهء انعدام وجود خان عاليشأن و انهدام بناى شأن و شكوه آسمان مكانش ، بدست اتفاق به حركت آوردند و قصر رفعت آسمان مماس و اساس دولت بىقياس ، به تيشهء انديشهء متين و متين دشمنى و كين خراب و ويران كردند و خود نيز باعث تحريك اين مقدمات گشته اطوار و اوضاع نالايق ، از ظاهر اعمالش بظهور آمد . بگيتى كسى را كه برگشت بخت * اگر باشد او صاحب تاج و تخت محالست كز زور و بازوى خويش * برد در جهان هيچ كارى ز پيش چو دولت ز كس روى گردان شود * بسود اركند روى ، نقصان شود كند كارهائى كه انجام كار * به خاك افتد از مسند اعتبار بود آنكه بد طينت و بد سرشت * نيايد ازو غير كردار زشت يقين در جهان هر كه بد مىكند * نه با كس كه با نفس خود مىكند بد انديش كو پاس نعمت نداشت * بكفران زد و حق نعمت گذاشت گرفت آخرش حق نعمت چنان * كه گيرند عبرت ازو ديگران توضيح اين مثال و تبيين اين مقال آنكه چون يعقوب خان به قصد پاى بوس نواب گيتى ستان ، از قلعه فرود آمده ، به ادراك سعادت اين آرزو فرق اعتبارش از فرقدان برگذشت و منظور نظر اشفاق و مراحم شهريار آفاق گرديده از آثار عواطف شاهانه و اظهار عوارف خسروانه ، از ما عداى خود ممتاز و مستثنى گشت ، طينت به دو طبيعت رد ، بار ديگر باد نخوت و غرور ، در دماغ كبر و خود بينى او پيچيده از فحواى مضمون