محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
355
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
بىاختيارش از آن منزل غرور و استكبار فرود آورد و خرى را كه شيطان به چندين حيله و مكر و انديشه بسيار و فكر بر بام برده بود ، عنانش گرفته و به پايان آورده بدست صاحب سپرد . بيان اين مقال آنكه چون مكرّر سخنهاى محبت آميز و كلمات شوق انگيز ، از نوّاب صاحبقران ، بسمع اعتقاد خان عاليمكان رسيد و به حكم : حسن الكلام تصيد - القلوب ، مرغ دلش صيد آن شاهباز نشيمن اعزاز گشته ، عن صميم القلب ، قرار بيرون آمدن به خود داد و از روى شوق و نياز تمام دل بر ملازمت شهريار كيوان [ ايوان ] بهرام غلام نهاد . [ 195 ] شعر بحسن كلام آنكه كرد اهتمام * كند صيد دلها ، بحسن كلام بلطف سخن هر كه او خوى كرد * دل عالمى سوى او روى كرد چو عادت كند خوش زبانى كسى * بدام آورد مرغ دلها بسى و بعد از آنكه مكرّر آثار مراحم و اشفاق ، از خسرو آفاق ، قولا و فعلا بظهور پيوست ، بار ديگر بنابر لزوم عهد و پيمان ، بحوالى آن حصار تشريف ارزانى داشت و در آن مقام بعضى از ميوههاى خاطر فريب مثل خربزه و انار و سيب و ساير تنقلات و متكلفات شاهانه ، جهت خان فرستاده بعضى ديگر را به جهت آمدن او گذاشت و مقارن وصول اشياء مذكوره ، چون يعقوب خان معلوم كرد كه شهريار جهان مدار بنرديكى حصار آمده ديگر قرار و سكون در خود نديد و شوق عنان اختيار و استقرار از دست تمكّنش كشيده بىتوقف و تأمل ، از جاى جست و هر چند مخصوصان و نزديكان گفتند كه طعام رسيده ، بعد از خوردن طعام روان شو ، قبول نكرد ، كه ترك ادبست كه پادشاه به اين حوالى آيد و انتظار من كشد ، من بطعام خوردن مقيّد شوم و از آن حصار ، بپاى اضطرار فرود آمده سوار شد و يك قاب طعام از عقبش دوانيده