محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
350
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
بتمكين در آنجاى محكم نشست * خيالات فاسد به دل نقش بست كه پيرامن او ز نزديك و دور * نخواهد رسيدن غبار فتور ازين نكته غافل كه گر بر سپهر * برآيد بكردار رخشنده مهر به گردن كمند قضا ناگهان * كشد در ته خاكش از آسمان بخلق جهان گر نمايد ستيز * ز حكم قضا چون تواند گريز ذكر وصول موكب صاحبقرانى به دار الملك سليمانى و بيان فرود آمدن جناب خانى از قلعه ، برهنمونى ندامت و پشيمانى چون به تقدير يزدانى و تأييد ربانى ، موكب همايون ظل سبحانى بصوب دار الملك سليمانى ، لواى توجه افراخت و از هبوب رياح صرصر اثر اين خبر ، شجرهء ثبات و قرار و دوحهء چمن تمكن و استقرار خان ذو القدر انقلاع يافته چارهء كار منحصر در قرار و تحصن بحصار شناخت ، بنابرين با چند نفر از مخصوصان معتبر و معتمدان دانشور ، پناه بقلعهء اصطخر برده ، در آن مقام ندامت التزام متمكن گشت . بموحبى كه بر زبان قلم شكسته رقم گذشت و پادشاه سليمان جاه ، در اثناى طى راه استماع نمود كه يعقوب خان بقلعه رفته و از بيم غضب نيران لهب ، پناه به آن حصار آسمان مدار برده بعضى از امراى عظام را با پنجهزار سوار و پياده بحوالى اصطخر فرستاده آن جماعت در پايان آن كوه البرز شكوه ، رحل اقامت انداختند و قبهء خيمه و خرگاه ، به اوج مهر و ماه برافراخته و قواعد حزم و احتياط مرعى داشته بشرايط حفظ و حراست پرداختند . پس از قرب وصول موكب ظفر طراز ، بنواحى محروسهء شيراز ، حفت بالمكارم والاعزاز ، اعاظم و اعالى و اكابر و اهالى و سادات و علماء و قضاة و فضلا و جمهور سكنه و عموم متوطنهء آن ملك ، بانثار بسيار و پا انداز نفيس بيشمار ، بلوازم استقبال بطريق