محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

348

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

معذرت و لزوم بندگى و اظهار هواخواهى زايل گردانند . و صورت عجز و انكسار و كيفيت افتقار و اضطرارش بر لوح ضمير آفتاب تصوير بخامهء استشفاع بنگارند ، و ايشان در موضع ايزد خواست كه مقدمهء ممالك فارس است ، بموكب همايون اتصال يافته بتوسل مقربان درگاه ، شرف آستان بوسى دريافته مدعيات و متمنيات خود را به زبان نياز عرضه داشتند . و مقدمات ايشان بر نقيض مدّعا نتيجه داده ، امت بيگ حسب الحكم قضا اقتضا ، مؤاخذه و مقيد گرديد و ميرزا جان بيگ به جهت آنكه بنوش داروى نصيحت ، رفع مواد سوداى فاسدهء خان نموده از وادى ضلالت و غوايتش بسرچشمهء هدايت و سلامت دلالت نمايد ، مرخص گرديده به شيراز معاودت فرمود . و چون گرفتن امت بيگ معلوم خان گرديد ، واهمهء او ، روى در ازدياد نهاده با آنهمه اسباب عظمت بىتوقف و تأمل بجانب قلعهء اصطخر حركت كرد و با جمعى كثير از مخصوصان معتمد و مصاحبان آگاه از نيك و بد ، در آن حصن حصين و حصار متين متحصن و متمكن گرديد و خاطر من كل الوجوه والاسباب ، بهمهء ابواب مطمئن ساخته چهرهء شاهد فتح اين حصار در آينهء امكان اين روزگار نديد ، زيرا كه از عهد جمشيد كه بانى مبانى آن قصر مشيد است ، تا اكنون ، در هيچ قرن از قرون ، پادشاهان ربع مسكون ، بفنى از فنون ، بر آن قلعه دست تصرف نبرده‌اند و بلوازم جنگ و پيكار و مراسم حرب و كارزار آن حصار سپهر آثار را بحوزهء تسخير در نياورده‌اند . شعر يكى كوه بر رفته از لا مكان * بر او قلعه‌اى چون نهم آسمان شده عرش با كرسى او قرين * ز فرط علو آسمانش زمين رهش پيچ بر پيچ چون راه مار * نكرده ولى مار ، بر وى گذار گر انديشه طى رهش خواستى * دمادم نشستى و برخاستى