محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

344

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

ديار و بلاد ، آنچه امكان داشت بعنف و عناد و تحريك اهل ظلم و فساد انتزاع نمود و از مضمون صدق مكنون « الظلم اوله اغراض و آخره انقراض » غافل و از فحواى اين كلمات عقوبت آيات ذاهل « 1 » ماند . كسى كو به بيداد دست آورد * به بنيان دولت شكست آورد ره ظلم هر كس كه كرد اختيار * نماند برو مملكت پايدار نبيند در آن راه روى بهى * بدوزخ شود راه او منتهى و در آن وقت كه شاهوردى خليفه شاملو را در ولايت ايگ و نيرز « 2 » ، گرفته او را با قشون و لشكرش غارت كرد ، زياده بر صد هزار تومان بدست قوم ذو القدر در آمد مجموع را از ايشان به زجر گرفت و چون لشكر بر سر بكتش خان افشار كشيده غالب شد ، تمامى اموال و اسباب او را كه در مدت چهارده پانزده سال در يزد و كرمان در جمع آن نهايت سعى و اهتمام نموده بود بحوزهء ضبط در آورد و دار العباد يزد را غارت كرده با اوروق بكتش خان ، نقل شيراز نموده علم سركشى و تكبر افراخت و خود را حاكم مطلق العنان تصور كرده بحصول وصول اسباب كامكارى پرداخت و در تمادى ايام حكومت و فرماندهى هر ساله مبلغهاى كلى ، از نقود ابيض و احمر و اجناس نفيسهء بيحد و مرّ بحصار آصفى فرستاده مدّخر ميساخت و از آلات و ادوات حرب و پيكار و و اسباب جنگ و كارزار ، خارج از احاطهء حساب و شمار سامان داده در آن حصار سپهر آثار جهت حزم و احتياط ذخيره نهاد . پس از آن اوقات حيات را گاه بلوازم نشاط شكار و صيد سازى و احيانا بمراسم لهو سوارى و لعب چوگان بازى گذرانيده باقى ايام را بانعقاد صحبتهاى مرغوب و امتداد جشنهاى مطلوب ، بوجود جوانان خورشيد لقا و محبوبان ناهيد سيما و خواننده‌هاى خوش نوا و سازندگان نغمه سرا ، مىپرداخت . و از وقت صباح تارواح ،

--> ( 1 ) - م : زاهل . ( 2 ) - ظاهرا : نىريز