محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

337

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

رتبه را نامزد شاهوردى خليفه فرموده ، نشان امارت به اسم او مرقوم رقم منشيان عطاردنشان گرديد . و حسب الحكم همايون خليفه با برادرش اسمعيل قليخان و چند سر ديگر از امراى عظيم الشأن با سپاه فراوان به هرات رفتند كه آن بلده را از تصرف على قليخان بدر آورده [ 185 ] بجناب خلافت مآب بسپارند و بعد از وصول به ظاهر آن بلده ، نشان همايون را مصحوب سيّدى قمى كه مستوفى خليفه بود ، با يكى از آقايان معظّم ، نزد على قليخان فرستادند و على قليخان ، بعد از اطلاع بر مضمون حكم ، هر دو را گردن زده و سرها را بر چهار سوق آويخت و امراء جنگى ساخته كرده شكست خوردند و خليفه با حال پريشان و آشفته و بيسامان ، خود را به نطنز رسانيد . و پس از چند گاه بحكومت و صيانت بلدهء دار المؤمنين كاشان مأمور گرديد و كاشان را از يوسف بيگ ولد محمد خان تركمان گرفته چند روزى علم حكومت افراشت و چون ولى سلطان ولد محمد خان ، بر سر كاشان آمد « 1 » خليفه كاشان را گذاشته به نطنز آمد و بعد از اندك زمانى ولى سلطان ، لشكر به قصد خليفه آورده در وقتى كه خليفه متوّجه اردستان بود شبانگاه تقارب فريقين دست داد و چند كس از مردم خليفه و چهار كس از اعيان نطنز كه همراه بودند ، در آن معركه كشته شدند و در آن شب ، خليفه بدر رفته خود را به اصفهان انداخت و فرهاد بيگ غلام كه حاكم اصفهان بود ، اراده كرد كه باستظهار خليفه ، اصفهان را در ضبط آرد . بنابرين نسبت به او ، تكلّفات كرد و ضيافتهاى مطلوب و جشنهاى مرغوب بر روى او آراست و چون در خليفه آن حرارت نديد ، فسرده شده از آن داعيه متقاعد شد و خليفه باز به نطنز آمده پس از چندگاه به ايالت و امارت ولايت چمخال « 2 » و آن نواحى مأمور شد با كوچ و بنه به آن صوب رفت و بعد از چندگاه ميان او و امارت پناه پير غيب خان استاجلو كه حاكم همدان بود ، نزاعى بهم رسيد و مهمّ ، منجر بجنگ و جدل شده خليفه شكست يافته

--> ( 1 ) - م : آمده . ( 2 ) - م : چمچال .