محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
331
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
مخالفان گرديد و نوبتى ديگر با گروه ذو القدر بر آويخته دستبردى بايشان نمود كه دوست و دشمن ، زبان به آفرين گشودند . عاقبت دستش از كار و كارش از دست رفته از بسيارى كشش و كوشش از پاى در افتاد و سرى كه تا غايت از نهايت تكبر و تجبر بفلك و ملك فرو نمىآمد ، از بدن ناز پرورش جدا كردند و سپاه شيراز آنچه از لوازم تعدّى و دستانداز بود خود را معاف نداشتند و يعقوب خان از اموال و اسباب بكتش خان آنچه بدست آورد ، با جهات مردم يزد تمامى را ضبط نموده رايت توّجه بجانب مملكت فارس برافراشت و سرآسمان افسر بكتش خان را با بعضى از اشياء نفيسهء سركار او ، از مرصع آلات و و جواهر و زر بيشمار وافر مصحوب ملازمان ، بپايهء سرير عرش نظير پادشاه سكندر جاه ارسال داشت . ذكر انتهاض رايت نصرت قران بصوب دار السلطنهء اصفهان و بيان وقايعى كه حادث شد در آن بلدهء جنتنشان در آن اوان كه موكب ظفرنشان ، از يساق خراسان معاودت فرموده ظلال اقبال بر ساحت باراحت دار السلطنهء قزوين انداخت و نوّاب مرتضوى « 1 » انتساب چند روزى در آن بلدهء جنّت مآب بمراسم عيش و نشاط و احيانا بلوازم صيد و شكار پرداخت [ 182 ] هواى عشرت فزاى دار السلطنهء اصفهان از خاطر بيضا مآثر پادشاه جهانيان سر بر زده حكم مطاع شرف نفاذ يافت كه استادگان پايه سرير سپهر نظير لواى توّجه بصوب آن مملكت برافرازند و در تاريخ اوايل شهر ربيع الاوّل سنهء ثمان و تسعين و تسعمائه ، موكب همايون پادشاه باستحقاق ، به طرف دار الملك عراق در حركت آمد و مقارن وصول بنواحى بلدهء ساوه ، ملازم يعقوب خان از دار العباد
--> ( 1 ) - م : مرتضى .