محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
326
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
و مرجع اهالى آن ولايت بودهاند ، بسلك ازدواج [ 179 ] در آورد و بمظاهرت و معاونت آن جماعت رايت تفوق برافراشته دست تطاول به املاك مردم و اسباب ارباب تجمل و مال و منال رعايا و اهل تظلم دراز كرده در اندك روزگارى اكثر ضياع و عقار آن ملك را بحيطهء تصرّف و حوزهء تملّك در آورد و از كيفيت جام اشارت غفلت انجام « وَ مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها « 1 » » سرگرم گرديده لواى انا خير الانام فى الايام ، بدست عجب و استكبار افراخت و بكثرت مال و منال و بسيارى اسباب از حرام و حلال مثل خودى در آيينهء خيال تصور ناكرده مرتبه و مقام خود را از اكفا و اقران ، بل جميع سلاطين عظيم الشأن ، اعلى و ارفع شناخت . پس از آن با غرور موفور و اسباب و تجمل غير محصور ، روى توّجه بدار العباد يزد آورد و طريق محبت و و داد و سبيل موّدت و اعتبار سلسلهء كريمهء جليله نعمت اللهيه بقدم ارادت و اخلاص سپرد و روز بروز كوكب دولت اقبالش بدرجات عاليه صعود مينمود ، تا ارادهء مواصلت و مصاهرت به آن دودمان رفيع المكان نيز بخاطر عالى مآثر رسانيد و از تأثيرات قوت طالع ، داعيهاش از مكمن قوّت بحيّز فعل آمده افتخار و مباهات از اوج سماوات بگذرانيد و مرتضى ممالك ايران ، امير غياث الدين محمّد ميرميران ، كه در آن زمان مقتداى ارباب ارادت و پيشواى اصحاب سعادت بود مخدّرهاى از حجرات عصمت و طهارت و زهرهاى از غرفات عفت و نزاهت ، كه در حريم ولايت و حرم كرامت پرورش يافته بود ، با او در عقد مناكحت و مزاوجت انتظام و التيام داد . و خان عالى منزلت ، بمصاهرت آن عمدهء اركان ملك و ملّت و قدوهء دودمان ولايت ، بر سرير سلطنت و حكومت تكيه زده ابواب انعام و احسان ، بر روى اميد ساكنان آن ديار ، و قاطنان آن بلدهء فردوس آثار بگشاد و قريب بمدّت ده دوازده سال در كمال استيلا و استقلال ، در دار العباد يزد و دار الامان كرمان ، لواى تسلط و
--> ( 1 ) - سورهء 3 آيهء 145 .