محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

322

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

فرموده حكم مطاع صادر شد كه نعش غفران پناه آن آصف جاه را « 1 » به مشهد مقدس برده بر نهج سنت سنيّهء نبويه در جوار مزار جنت آثار حضرت امام ثامن ، مقتداى هر موجود و ممكن ، ابو الحسن على بن موسى الرضا ، عليه التحية و الثناء ، دفن نمايند و آش عزاى او در آن آستانه ترتيب داده اطعام سادات و خدّام ، بل خواص و عوام فرمايند و مقرر فرمود كه حفّاظ و اهل تجويد بتلاوت كلام مجيد و قرائت كتاب حميد مشغول بوده ، بر سر قبرش تا بيك ماه معتكف باشند غفر اللّه له و لجميع المؤمنين . شعر بپرسيد شخصى ز ديوانه‌اى * كه بودش وطن كنج ويرانه‌اى كه بهر چه گشتى ز مردم نفور * گرفتى چرا خانه از خلق دور كشيدى ز لذات اين خانه دست * نيايد ترا در نظر هر چه هست جوابى بگفتش ز روى خرد * كه اهل خرد را بود مستند كه كردم نظر از سر اعتبار * باوضاع اين دار ناپايدار بقين شد كه ملك سراسر جهان * نيرزد به اين مردن ناگهان همه لذت عالم و عزتش * نيرزد بناكامى و ذلتش اگر چون سليمان شدى پادشاه * برين هفت اقليم فرمانروا و گر ملك عالم بآنچ اندروست * ترا باشد و دشمنان جمله دوست كه نتوانى از مرگ فارغ نشست * نيارد بنخل وجودت شكست چو دانستم اينرا دلم گشت سرد * به اين جاى ويران دلم خوى كرد كنون برگرفته دل از هر چه هست * باميد مرگم چنين پاى بست ز بىخانمانى نباشى غمين * كه جان دادن آسانتر است اين چنين

--> ( 1 ) - م : نعش آن غفران پناه آصف جاه را