محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
319
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
آن آصف ثانى گرديدند و بعرض پادشاه جمشيد جاه رسانيدند كه ميرزا محمّد را غرض از سلوك راه يزد اينست كه در ظلال موكب ظفر مآل ، به آن حدود رفته با مرتضى ممالك ايران ، امير غياث الدين محمّد مير ميران وصلت نمايد و بينهما ، قواعد مصاهرت و مصادقت استحكام يافته ، بمعاونت و مظاهرت بكتش خان افشار ، شاهزاده خورشيد لوا ابو طالب ميرزا را پادشاه سازند و لواى سلطنت او را در فضاى مملكت برافرازند . معهذا بعضى از ملازمان ركن السلطنه فرهاد خان ، يكى از مردم او را گرفتهاند كه مبلغى نقد و چند دست رخت از جهت شاهزاده بقلعه مىبرده و كتابتى هم مصحوب آن شخص بوده مضمون آنكه اينجانب را باتفّاق جمعى كثير به نوّاب شاهزادگى اميدوارى تمام هست و عنقريب بتوفيق اللّه تعالى ، ترا پادشاه كرده عالم و عالميان در ظلال معدلت تو خواهند آسود و ديگر مواد اهل عناد علاوهء اين مادهء فساد شده پادشاه جهان پناه با وجود اشفاق و مراحم بىغايت و احسان و مكارم بىنهايت كه نسبت به آن جناب اظهار ميفرمود و مبانى عهد و ميثاق كه يك مرتبه در عراق ، و مكرّر در روضهء مقدسهء رضويه كه مطاف اهل آفاق است استحكام تمام يافته بود سخن ارباب حسد ، « فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ « 1 » » و حكايت اصحاب نفاق ، دربارهء آن وزير باستحقاق شنيده صرصر غضبش در اهتزار در آمده و اول مرتبه او را بملازمان فرهاد خان گيرانيد . پس از آن منزل كوچ كردند و بعضى از امراى معاندت شعار مثل قرا حسن و كور حسن استاجلو كه به آن جناب عداوت داشتند فهميدند كه پادشاه حقيقت دستگاه ، در مقام قلع نهال آمال آن نخل چمن عزت و جلال نميشود ، بلكه عنقريب منظور نظر عاطفت گشته ، ثانى الحال بر صدر وزارت باستقلال متمكن خواهد گشت . با يكديگر گفتند كه اگر اين شخص ، اين نوبت بر مسند اقتدار و اختيار استقرار يابد
--> ( 1 ) - سورهء 111 آيه 5 .