محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
316
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
به اصابت رأى ملك آراى و تدبير خجسته تأثير آن عاليمقدار آصف مكان ، صورت انتظام مىپذيرفت وصور اعمال رضيه و اقبال مرضيهاش ، در مراياى خواطر اكابر و اصاغر سمت ارتسام ميگرفت تا در تاريخ اوايل شهر ربيع الاول سنهء خمس و تسعين و تسعمائه ، كه رايت جاه و جلال و لواى سلطنت و استقلال شاهزادهء خورشيد لوا ابو طالب ميرزا ، ظلال دولت و اقبال بر ساحت ملك و ملت انداخت . و پرتو انوار ماه علم آن خسرو كيخسرو شيم فضاى « 1 » فردوس نماى دين و دولت را مانند طارم چارم ، از شعشعهء آفتاب جهانتاب عدالت و نصفت منور و مزين ساخت ، ميرزا محمد باستصواب امراى ملك آراى پاى بر سرير [ 174 ] فلك نظير وزارت پادشاه جهان پناه نهاده به اعتلاى شأن و ارتقاى مكان ، از ابناى زمان و ساير اكفا و اقران ممتاز و و مستثنى گرديد « 2 » . و بتأييد الطاف پادشاه فريدون انصاف و تقويت و تربيت شاهزادهء سكندر اتصاف ، سرافتخار و مباهات باوج سماوات رسانيده به قوت بازوى معدلت و نيروى سرپنجهء نصفت ، بساط جور و اعتساف درنورديد و اركان دولت قضا صولت ، دست وزارت آن جناب را من كل الوجوه و الاسباب ، در همهء ابواب قوى و مطلق داشتند و لواى تسلط و استيلا و رايت تقوّى و استعلاى حكومتش بر مفارق سپاهى و رعيت برافراشتند . شعر چو پا بر سرير عدالت نهاد * جهان آمدش عدل كسرى به ياد بتدبير صايب برأى رزين * درآورد ايران به زير نگين ز بس داشت در كار ملك اهتمام * باندك زمان يافت عالم نظام امور سلطنت « 3 » و اهتمام در كار ملك و ملت رايت خورشيد آيت بجانب « 4 »
--> ( 1 ) - م : فزاى . ( 2 ) - م : گرديده ( 3 ) - اين قسمت در هر دو نسخه افتادگى دارد ظاهرا : چون پادشاه و امراى درگاه براى رسيدگى بامور سلطنت . . . ( 4 ) - م : خورشيد آيت دار السلطنه . . .