محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
306
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
كل مملكت محروسه تكيه فرمايد . تا آنكه در تاريخ شهر شوال سنهء ست و تسعين و تسعمائه ، بتحريك امارت پناه پير غيب خان استاجلو ، بل بمحض اقبال شاهزادهء نامجو ، ماه مراد از افق مقصود طالع شد و از مشهد مقدس نهضت فرموده در اوايل ذى قعدهء سنهء مذكوره بدار السلطنهء قزوين نزول اجلال واقع شد و خان جلالت مكان شاهزادهء صاحبقران را بر سرير عرش نظير پادشاهى متمكن ساخت و خود بر مسند مشيد وكالت قرار گرفته رايت امير الامرائى برافراخت و درين امر استيلا و استقلالش بمرتبهاى رسيد كه جميع امراى عظام و اركان دولت ابد انجام طوعا و كرها حلقهء مبايعت در گوش و غاشيهء متابعتش بر دوش كشيدند و بهر چه امر فرمود سمعا و طاعة گفته ، بسمع رضا شنيدند و در تنسيق و تنظيم مهمات سركار سلطنت و لوازم امور سپاهى و رعيت ، آنچه موافق آداب سرورى و مطابق بقانون عدالت گسترى بود كمال اهتمام بظهور ميرسانيد . و در زمانى كه بعضى از امراى عظام ، در مقام انهدام بناى شأن و شوكت و انعدام آثار شكوه و رفعت خان عالى منزلت [ در ] آمدند ، مطلقا انديشه نكرد و تفرقه و دغدقه بخاطر راه نداده بنوعى در صدد دفع و رفع آن جماعت شد و به نحوى حرف وجود ايشان را از صفحهء اعتبار محو نمود كه باعث حيرت اصحاب قدرت و قوت گرديد . و پس از آن لواى استيلا تا به حدى برافراشت كه هيچيك از امراى ذى شأن ، بىرخصت و اشارت او به خدمت پادشاه قضا فرمان راه آمد و شد نداشت و در تمامى ممالك محروسه در هر بلاد و ديار حكام ذوى الاقتدار و داروغگان عدالت دستگاه سياست شعار تعيين نمود و دست حكومت و قدرت ايشان را در باب ضبط و نسق امور ملكى قوى و مطلق داشته ، به نصب او منصوب و بعزل او معزول مىبود و پرتو انوار معدلت عامش مانند خورشيد جهان آرا بسيط عالم كن فيكون را شامل و قطرهء اقطار منفعت انعامش چون لطف حق تعالى كشتزار جهان بوقلمون را كافى و كافل .