محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

287

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

و هواخواهى شاه عباس ميزدند ، باقوم ارشلو در شهر بودند ، با ابراهيم خان ملاقات نموده خاطرنشان او كردند كه دروازهء شهر بر روى امراء بستن مناسب امور دولت نيست . بنابرين ، ابراهيم خان مراعات حزم نموده ابواب شهر مفتوح ساخت و امراى عظام را در آورده به تهيهء اسباب مهمانى پرداخت . اما نخست بصلاح و صوا بديد اكابر و اعالى ، به مسجد جامع شتافته احكام و و مناشير شاه عباس را بر بالاى منبر بتعظيم و تكريم هر چه تمامتر خواندند و نقود و جواهر نثار كرده صيت تهنيت و مباركباد ، بذروهء سپهر رسانيدند . پس از آن بمنازل خود رجوع نموده ابراهيم خان و امراى ارشلو ، مهدى قليخان و يوسف بيگ را ضيافتهاى لايق كرده بين الجانبين انواع تكلفات وقوع يافت و بعد از سه روز ، امراى مشار اليهم بمرافقت يكديگر متوّجه پايهء سرير سلطنت مصير گرديدند و پس از وصول بسعادت پاى بوس پادشاه سكندر ناموس ، نظر در اوضاع سركار پادشاهى كرده ثمرهء شجرهء شوكت و شأن مرشد قليخان يكان در مذاق اعتقادشان « 1 » ناخوش آمد و ايالت پناه ، پير غيب خان استاجلو چون انحراف مزاج امراى عظام را فهميد با ايشان ملاقات كرده در مبتداى حال بما فى الضمير « 2 » خبر دادند و باتفاق كمر خلاف و نفاق بر ميان جهد بسته ، انخفاض رتبه شأن و انخضاض كوكبهء مرتبهء خان رفيع المكان را پيش نهاد همت عالى ساختند . و اين مواضعه بمحرميت و اعتماد ميرزا محمد وزير بعرض نواب سكندر سرير رسيده رغبت طبيعت نواب سليمان طينت نيز در اين امر نهايت ظهور يافت و پير غيب خان ، عن صميم القلب عنان توسن عزم به اعتقاد جزم ، بصوب تمشيت اين مهم تافت . شعر درين كار كرد آنچنان عزم جزم * كه در فكر آن شد سراپاى عزم

--> ( 1 ) - م : اعتقاد ايشان . ( 2 ) - م : ما فى الضمير خود .