محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

282

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

و گر خواهدش باز بىاختيار * نه جاه و نه حشمت نيايد به كار الا ايكه كرد ايزدت پادشاه * ترا داد شاهى ز خيل و سپاه كه تا شرع و دين را حمايت كنى * صلاح رعيت رعايت كنى نه زان دادت اين قدرت و اختيار * كه جمع آورى مال از هر ديار كنى صرف اسباب عيش و سرور * شوى مست و بى خود ز جام غرور يكى برگمارى بهر شهر و ده * كه حرفى نداند به غير از بده ! شود گر رعايا و ملكت خراب * ترا هيچ غم نبود از هيچ باب خزانه كنى پر از مال حرام * بمعمورى آن كنى اهتمام به زجر از رعايا ستانى خراج * كنى زيب و آرايش تخت و تاج گر آرايش تاج خواهى و تخت * به راه عدالت بنه پاى سخت بود زينت پادشاهى بعدل * ميسّر شود هر چه خواهى ز عدل ز عدلست ملك جهان را نظام * ز عدل آمده سلطنت را دوام جهان چون جسد عدل آن را حيات * بود ملك بىعدل ارض موات فحمد إله ثم حمدا ، كه بر عكس سلاطين ديگر ، حق سبحانه ذات عدالت سمات اين پادشاه جوانبخت جهانگير بصفت نصفت و سمت معدلت آراسته و تا بر مسند مشيد عدالت گسترى و رعيت پرورى بسعادت و اقبال نشست ، قلم تعدى و ستم از رعاياى بيچاره برخاست « 1 » و بنوعى درين باب مبالغه و تأكيد مينمايد كه عنقريب آيت معدلت انو شيروان عادل را كه ولادت با سعادت بهتر و سرور كاينات عليه افضل الصلوات ، در زمان ميمنت‌نشان آن پادشاه عدالت پناه وقوع يافته [ 156 ] و حضرت سيّد ابرار بشرافت آن زمان به جهت آثار افتخار مينمايد كه « ولدت فى زمن الملك العادل » بمصداق كريمه « ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها « 2 » » منسوخ

--> ( 1 ) - م : برخواست . ( 2 ) - سورهء 2 - آيهء 106 .