محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

276

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

اعتبار و اقتدار اكثر امراى سلطنت شعار را در نورديد و بمصداق « من رقى على درجات الهمم عبد من الامم » ، درگاه خلايق معاذش آرامگاه اشراف و اعيان جهان و ملاذ اكابر و صناديد زمان گرديد . شعر ز اقبال شاه سكندر اساس * گذشت اعتبارش ز حدّ قياس سر سر بلندان بدوران او * همه بود بر خط فرمان او ز بس رتبهء عاليش ميفزود * فكند آتش رشك در جان حسود پناه جهان گشت درگاه او * نبود از عدالت برون راه او سمند ترقى چنان گرم راند * كه شه را ز شاهى همين نام ماند و در آن اوان كه اردوى ظفر قران لواى توجه بجانب مملكت آذربايجان برافراخته ، ساحت نزهت انگيز دار السلطنهء تبريز از غبار موكب همايون مشك بيز و عبير آميز گشت و افتخار الامراء ، امير خان تركمان كه والى ولايت « 1 » بود ، بوسيلهء خدمات پسنديده لايق و كشيدن پيشكشهاى رايق مشمول عواطف خسروانه و منظور عوارف پادشاهانه گشته رتبه‌اش از امثال و اقران برگذشت ، عليقليخان را خار حسد و رشك دامنگير اعتقاد شده و خارخار عجب و نخوت در طبيعت استكبار طينت افتاده بنياد فساد و حيله سازى و آهنگ نيرنگ و شعبده بازى كرد و به افسانه و فسون و توطئهء « 2 » مكر و فنون بهر وجه كه دانست و بهر طريق كه توانست ، مزاج شاهزادهء شجاعت انتما ، سلطان حمزه ميرزا را نسبت به امير خان منحرف ساخت . و دامن سعى بر كمر اجتهاد بسته و از پاى ننشست تا نواب شاهزادگى را در وادى قتل امير خان انداخت باميد آنكه بعد از امير خان ، عنان حكومت ممالك آذربايجان بدست آورد و امير خان كه ركن اعظم دولت اين دودمان و سدّ سديد و

--> ( 1 ) - م : آن ولايت ( 2 ) - م : طوطيه .