محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
268
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
بسمع اعتقاد او رسانيد ، سخنانش كه محض دولتخواهى بود مؤثر افتاده نتايج محسنه از ترتيب مقدماتش [ 148 ] بظهور رسيد و آنچه درين باب معلوم خان عاليجناب كرد تمامى را به گوش رضا و رغبت تمام استماع نمود . القصه پير غيب خان ، مدّعاى خود را در ضمن اين اراده بسرّحد وقوع رسانيد و باعث آن شد كه نوّاب شاهزادهء عاليمقدار و خان فلك اقتدار ، قرار پادشاهى و سلطنت داده عزم جزم كردند و متوجه يراق سفر عراق گرديدند . معهذا درين حالت خبر وحشت اثر آمدن سپاه اوزبك بر زبانها افتاد و اين نيز علاوهء جهات بيرون آمدن از خراسان گشت . بعد از تهيهء ضروريات و لوازم آن امر ، مرشد قليخان برادر رشيد خود ابراهيم . سلطان را بحكومت مشهد مقدّس تعيين فرموده ، در اوايل شهر شوال سنهء مذكوره رايت توجه از مشهد معلى بجانب مملكت عراق برافراشتند و بعد از طى منازل و قطع مراحل ، چون به النگ بسطام نزول واقع شد ، استمالت نامهاى به اسم امارت پناه ، قور خمس سلطان شاملو ، كه در آنوقت حاكم دار السلطنهء قزوين بود ارسال داشتند و امارت دستگاه مشار اليه ، چون از وقوع اين قضيه آگاه شد حيرت بسيار و فكرت بيشمار بر ضميرش مستولى شده مستغرق بحر انديشه گرديد و به هيچ نوع سرى ازين گرداب حيرانى و لجهء سرگردانى بيرون نمىآورد . آخر الامر بمساعدت عقل مصلحت بين و مشورت خردمندان سعادت قرين ، رايش برين قرار گرفت كه هر يك ازين دو گروه كه پيشتر بقزوين [ نزول ] فرمايند « 1 » متابعت ايشان اختيار نمايند . بنابرين ، عريضهاى مشتمل بر اظهار اطاعت و انقياد و تحريك سلسلهء مودّت و و داد ، با تحفههاى لايق و پيشكشهاى موافق بدرگاه شاهزادهء عالم پناه و خان
--> ( 1 ) - به قزوين فرمايند