محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

265

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

هر آنچ « 1 » از قبيل تكلّف نمود * در آن بزمگه حاضر آورده بود بهر چيز دل را شدى آرزو * مهيّا درو جمله بىجست و جو بود اين صفت از خواص بهشت * كه هر چيز را نفس عادت سرشت كند ميل حاضر شود در زمان * توقف نباشد درو نيم آن بهشتى كه خلقش بجان راغبست * بگويم ز مردم چرا غايبست همانا كز ينسان نهان از نظر * شد از رشك اين بزم جنت اثر و بعد از انعقاد جشنهاى مطلوب فرح انجام و امتداد صحبتهاى مرغوب عشرت فرجام در مواضع خوش هوا و مواقع دلگشا ، طرح سيرهاى طرب فزا افكنده بلوازم نشاط صيد و شكار و بسط بساط بازيهاى بهجت آثار مىپرداخت و همواره بتهيهء اسباب امورى كه موجب ابتهاج مزاج لطيف آن زيبندهء تخت و تاج و باعث ارتياح اوقات شريف صباح و رواح آن مصباح زجاجهء مشهد ارواح و اشباح بود پيش نهاد جهد كامل و سعى شامل ميساخت . مع ذلك ، مراسم للگى و شرايط خدمات و اخلاص عليقليخان كه شاهزادهء سكندرشأن به آن خوى گرفته بود منظور نظر حقيقت ساخته اكثر اوقات به ياد او ميگذرانيده و خان عاليمكان بعد از ادراك اين مضمون يأس مقرون ، همچنان در حصول آداب خدمتكارى و محافظت و وصول اسباب تربيت و تقويتش مساعى جميله بظهور ميرسانيد و همه روزه نقش وقوع سلطنت و پادشاهى شاهزادهء جمشيد حشمت و رقم وكالت و امير الامرايى خود بر لوح تدبير تصوير ميكرد تا بعد از اندك روزگارى چهرهء شواهد اين مطلوب و صورت عرايس اين امر مرغوب ، از وراى حجاب غيب روى نمود و غنچهء اميدش بر شاخسار امنيّت ، از نسيم مراد گشود و خورشيد امانى و امالش از افق كامرانى و اقبال در كمال استبداد و استقلال طالع شده كوكب سعد مرادش در صعود ، از ذروهء سپهر اعظم برگذشت

--> ( 1 ) - ( د ) و ( م ) : هر آنچه .