محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

255

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

مخصوص را به رسم رسالت نزد حاكم مشهد فرستاد و اعلام داد كه شاهزادهء سكندر اساس شاه عباس را داعيهء روضهء ملك مطافست و ما را نيز بعد از استسعاد بشرف تقبيل آن عتبهء عليه شوق ملاقات آن جناب غالب و مضمون تدبير خان هرات اين بود كه چون مرشد قليخان برسم استقبال بيرون آيد يا چون ببهانهء زيارت داخل مشهد ميشويم او را بىاختيار ساخته مقيّد ميگردانيم و حاكم مشهد خود از آن روز كه از هرات بيرون آمد ، بر صورت مكر و نفاق او آگاه گشته بود . القصه چون بحوالى مشهد مقدس آمدند دروازه‌ها را بسته و برج بارهء و شهر را محكم ديدند ناچار در ظاهر آن بلدهء طيّبه نزول نمودند و مدت سه چهار ماه مكرر جنگ بر شهر انداختند و مهمى از پيش نرفت و چون آثار قلعه‌دارى و اخبار بهادرى مرشد قليخان در قلعهء تربت معلوم ايشان بود ، دانستند كه با او ستيزه و جدال امرى بيحاصل « 1 » است . لاجرم حاكم دار السلطنهء هرات از حصول مدعيّات مأيوس گشته عنان معاودت بصوب مقصد انعطاف داد و بعد از وصول ، بار ديگر در صدد آن شد كه بلطايف « 2 » الحيل طاير مقصود را بدام حصول آورد بعضى از اكابر ترك و تازيك را واسطه ساخته و ايشان را در ميان انداخته مكاتب گله‌آميز شوق انگيز ارسال نمود و آنجماعت نيز به زبان اظهار كمال مودّت و مهربانى كردند و چند گاه بارسال رسل و رسايل و ايصال وسايط و وسايل گذرانيد كه شايد نوبت ديگر صورت مطلوبش در آيينهء مراد جلوه نمايد و بوسيلهء مكرى يا حيله‌اى دامن وصال مقصودش بدست اميد درآيد . شعر دگر باره تدبيرى آغاز كرد * در حيله و مكر را باز كرد كه شايد مراو را بدست آورد * بنخل وجودش شكست آورد

--> ( 1 ) - م : محال . ( 2 ) - د : مطايف .