محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

252

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

دارائى و حكومت مشهد مقدّس در خاطرش خطور نموده ببهانهء طواف ، احرام آن كعبهء عرش مطاف بسته ، لواى توجه مرتفع ساخت و امير زادهء اعظم سلمان خان ، چون از قرب وصول خان مشار اليه آگاه گرديد ، مشهد را گذاشته بىگفتگو راه عراق بقدم سرعت نورديد و مرشد قليخان ، بىشدّت كلفتى و عدم ارتكاب مشقتّى در مشهد داخل شده بعد از اداى لوازم آداب زيارت و طواف آن روضه فردوس عمارت بر مسند حكومت و دارائى آن خطّهء جنّت رتبت متمكن گشت و ابواب عدالت و انصاف بر روى اميّد سادات عظام و خدّام رفيع مقام و علماى انام و اكابر ذوى الاحترام و اشراف و اهالى من الخواص و العوام ، بدست احسان و اكرام بر گشاده صيت نصفت و عدالت و آوازهء شوكت و جلالتش از ذروهء گردون بوقلمون برگشت . بعد از آن ، توجّه همت و الا نهمت و دواعى خاطر اكسير صنعت به تنسيق و تعظيم امور سركار آستان ملايك آشيان و تكريم و تعظيم خدام و سادات عاليشأن مصروف داشت و بر رواج و رونق و نظام و نسق مهمات ملكى و مالى و رعايت جانب اكابر و اعالى نظر تربيت و عزت گماشت و بتدارك و تلافى اختلالى و رفع شايبهء ملالى كه از اوضاع و اطوار ناملايم مرتضى قليخان تركمان نسبت بسركار آن آستانه عليه و اهالى آن بلدهء سنيّه وقوع يافته بود مشغولى نمود و چون اخبار استيلا و استقلال مرشد قليخان مسموع والى دار السلطنهء هرات عليقليخان گرديد ، نايره رشك و عصبيّت در كانون درونش افروخته خار حسد و غيرت و خارخار عجب و نخوت در خاطر حميّت مآثرش افتاد و بفرمان نفس سركش بر آن شد كه لشكرى قيامت حشر ترتيب داده بر سر او تازد و بناى اعتبار و اقتدارش را بسيلاب طوفان قهر و غلبه ويران سازد . ليكن بمشورت عقل مصلحت بين و رعايت شيوهء حلم و سكون كه احسن اوصاف عقلاء ذوفنونست ، اوّل حال قاصدى سخندان ، با تحفه‌هاى فراوان ارسال داشته با نامه‌اى مشتمل بر اظهار شوق و آرزومندى بسيار كه دلالت بر كمال محبت و و داد ، و نهايت