محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
249
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
والد بزرگوارش شاه سلطان محمد متوّجه مملكت شيراز شد و محافظت حال و مراقبت احوال شاهزادهء ملك خصال ، بايالت و امارت پناه شاهقلى سلطان يكان استاجلو كه حاكم آن ملك بود تعلق گرفت و ايالت پناه مشار اليه مهما امكن ، در خدمتكارى و نگاهدارى شاهزاده كوشيده به هيچ وجه تقصير جايز نداشت و چون در تاريخ پانزدهم شهر صفر سنهء اربع و ثمانين « 1 » و تسعمائه ، شاه دين پناه عالم فانى را وداع فرموده بجهان جاودانى انتقال نمود و سرير سلطنت و پادشاهى بوجود شهريار بىعديل شاه اسماعيل سر به اوج مفاخرت و رفعت برافراشت . و حسب الحكم جهان مطاع ، اساس حيات شاهقلى سلطان منهدم گرديد ، ملازمان و خدمتكاران خاصه شاهزاده را در ضمان لطف ملك منان تربيت و محافظت مىنمودند تا آنكه نوّاب شاه اسمعيل ، عليقليخان شاملو را كه از احفاد دورميش خان بود ، بايالت و حكومت مملكت هرات سرافراز فرموده مقرر داشت كه عليقليخان مقارن وصول ببلدهء هرات ، نقش وجود شاهزادهء ملك صفات را از لوح هستى محو نمايد و خان والامكان بنابر سلامت ذات ، بل بتقدير آفريدگار موجودات ، ارتكاب اين امر را معوق ساخته ، بتأخير و تسويف ميگذرانيد و امروز را بفردا انداخت [ و ] به لعلّ و عسى صبح را بمساء ميرسانيد تا آنكه در سيزدهم شهر رمضان سنهء خمس و ثمانين و تسعمائه ، دست قضا بساط پادشاهى شاه اسماعيل را از ساحت زمانه در نورديده و گوهر ذات شاهزادهء خجسته سمات « 2 » از امواج بحر حادثات بر كنار افتاده ازين تفرقه فارغ گرديد . گوهرى كه در اصداف توفيقات سبحانى پرورش يابد او را از تلاطم امواج حوادث طوفان چه زيان و جوهرى كه در معادن تأييدات يزدانى تربيت [ 138 ] پذيرد ، از صواعق زلازل دوران او را چه نقصان ؟ دُرى كش صدف حفظ يزدان بود * ز آفات او را چه نقصان بود
--> ( 1 ) - د : ثمان . ( 2 ) - هر دو نسخه سمات را .