محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
243
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
چو فرمايد او ، جمله فرمان برند * چو خواهد بر او سر و جان دهند و ليكن زمانه چو برگشت ازو * قضايا همه عكس گردد برو [ 135 ] سلام اركند ، كس نگويد جواب * وگر تشنه ميرد كسش ندهد آب كسى را كه جا بود صدر جلال * نيابد مكان ، جز بصف نعال اگر در سخن داد حكمت دهد * كسى گوش بر قول او كى نهد سرى كو بگردون نيايد فرو * به خاك ره افتاده بىآبرو گه « 1 » جود آنكو فشاندى گهر * بمحتاج كردى كرم سيم و زر چنان بوديش خوان نعمت بسيط * كه گشتى خلايق بر آنخوان محيط نيابد بدريوزهء صبح و شام * نه فلسى ز زر ، لقمهاى از طعام هميشه چنين است كار جهان * بدين است دايم مدار جهان بود عاقل آنكس درين روزگار * كه وضع جهان را نكرد اعتبار نه خرّم كند نعمت دولتش * نه در هم كند زحمت نكبتش چه آنكس كه در بزم عيش و طرب * بكام دل خود كند روز و شب چه آنكس كه در كنج اندوه و غم * بروز آورد شب به درد و الم كند هر دو را گردش دهر خاك * ز لوح جهان نامشان گشته پاك به آنكس كه شد بر مرّصع سرير * شوندش همه خلق فرمان پذير چه آنكس كه از محنت روزگار * درين دشت بىآب شد دانه كار درين آسيا كهنهء دير كرد * برآرد « 2 » فلك آخر از هر دو گرد جوانيست اوضاع گيتى مدام * ندارد غم و شادى او دوام خوشا حال آن مرد همت بلند * كزين شاديش دل نشد بهرهمند نه زان غم همش دل غبارى گرفت * نه زان و نه زين اعتبارى گرفت
--> ( 1 ) - م : كه وجود . ( 2 ) - م : برآر .