محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

239

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

رقم بيان گشت ، در آن مملكت كمال استيلا و تسلط داشتند و هر چه ارادهء ايشان به آن تعلق ميگرفت مطابق مدعا بفعل مىآوردند . و چون در زمان پادشاهى شاه اسمعيل بىاعتدالى بسرحد افراط رسانيدند ، نوّاب پادشاه سكندر جاه چند نوبت حكم كرد كه آن قوم در اصفهان نباشند و اين قضيه وجود نگرفت و اثر اين حكم از قوه بفعل نيامد . فرهاد بيگ در زمان حكومت ، اين جماعت را بعد از فوت امير اصلان بيگ ، از شهر اخراج نمود و در آن زمان كه اولاد امير اصلان با محمد خان تركمان موافقت نموده در نواحى صاين قلعه شكست يافته به اصفهان آمدند ، فرهاد بيگ ، سه پسر اصلان سلطان كه زخم‌دار آمده بودند گرفته در زنجير كشيد و جميع خانه‌هاى ايشانرا غارت كرد « 1 » و همه را از شهر اخراج نمود و بعد از دو سه روز ، به الوس ايشان رفته موازى پنجهزار اسب و شتر و گاو و گوسفند رانده به شهر آورد و آن جماعت بجنگ بيرون آمده جنگى در پيوستند كه مريخ خونريز ، از آن معركه گريز اختيار كرده ترك تماشا كرد و فرهاد بيگ [ 133 ] خيلى از آن مردم را زخم‌دار ساخته فرار برقرار اختيار كردند و تا قريب بيست فرسخ ارشلو را برانده قدرت نداشتند كه از آن محل ده قدم پيش آيند و چون در امر حكومت و فرماندهى مستقل گرديد ، در پهلوى باغ نقش جهان عمارتى جهت مسكن خود طرح انداخته تا موازى پنج شش هزار تومان در آن عمارت خرج كرد و آن عمارت بحيث متانت و زيب و زينت رشك قلعهء طبرك و غيرت باغ عمارت نقش جهان بود . پس از آن باغى وسيع كه محيط بر آن عمارت بود طرح انداخت و در اندك روزگارى آن باغ را بكمال معمورى و آبادانى رسانيد ، اما باغ نقش جهان كه رشك بستان جنان بود خراب ساخت و جميع درختهاى كهنهء آن باغ را جهت

--> ( 1 ) - م : كه .