محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

229

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

سخندان با نفايس تحفه‌هاى فراوان نزد اسمعيل قليخان [ 127 ] كه در آنزمان ، مختار الدولة العليه بود فرستاده التماس و استدعا كرد كه اگر خان عاليشأن نوعى فرمايد كه درين وقت موكب سعادت قران از ظاهر كاشان انتهاض نمايند ، اين مخلص احرام عتبهء فلك مرتبه بسته و از سر ، قدم ساخته متوجه پايهء سرير گردون نظير شود و مدة العمر ، سر اطاعت از طوق انقياد و طاعت نكشيده بر جادهء هوا خواهى و در ملازمت موكب پادشاهى مقيم و مستقيم باشد . و اسمعيل قليخان تمشيت مهم ولى سلطان را تعهد و تقبّل نموده بمدعاى او صورت داده خاطر عاطر نوّاب پادشاه عاليجاه را از تأديب ولى سلطان تسكين داد و نوّاب شاهزادهء وكالت پناه و اركان سلطنت حشمت دستگاه را نيز به نحوى تسلّى فرموده ، از گرفتن كاشان متقاعد ساخت . پس از آن ولى سلطان التماس ملاقات خان عاليمكان كرد و در حين صحبت ، گفت و گوى عهد و پيمان در ميان آمده باستحكام بناى آن پرداخت و ولى سلطان پيشكشهاى پادشاهانه و تكلّفات خسروانه جهت ملازمان نواب مستطاب و شاهزادهء سپهر جناب و امراى حشمت مآب بتوسط قاصد نياز ، بطريق اكرام و اعزاز ارسال داشت و بنا بر مصلحت حزم ، دو سه روزى لواى متابعت و مصادقت بدست اعتقاد و اتحاد برافراشت و بعد از آنكه خواطر بيضا نظاير نواب كامكار و اركان دولت سلطنت مدار از مهمّات ولى سلطان و انتظام مرام آن بلده و توابع فراغت يافت ، موكب ظفر قران ، از ظاهر آن خطهء جنت‌نشان نهضت فرمود « 1 » و علم توجه بدار السلطنه اصفهان ، ارتفاع يافته ماه علم شميم ثالث مهر و ماه گرديد و پس از نهضت موكب گردون مرتبت ، « 2 » ولى سلطان شروع در خرابى و ويرانى كاشان كرده دست به بيداد « 3 » و ستم برآورد و ارباب و سوداگران را بحواله داده مبلغهاى كلى از ايشان گرفت و به اين زيادتى اكتفا نكرده پس از آنكه آنچه بحسب ظاهر داشتند

--> ( 1 ) - م : نمود ( 2 ) - م : رتبت ( 3 ) - م : بيد