محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
224
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
بر در شهر رسيده به امداد بعضى از اكابر كه با او زبان يكى داشتند ، به شهر درآمد و بار ديگر بر مسند حكومت نشسته اين نوبت ، در اجراى ظلم و ستم و ايذاى ارباب و اهالى محترم ، رقم نسخ بر قانون مروت و احكام شريعت كشيد [ 124 ] و در احياى مراسم شدّاد و فرعون ، نهايت اهتمام مرعى داشته در سدّ اين باب سخن هيچ ناصح خيرخواه نشيند و چون شمهاى از آثار افعال قبيحه و اعمال فضيحهء آن ظالم معلوم اركان دولت و مسموع مقربان حضرت گرديد ، حكمى به اين شدت مضمون باسم اكابر و اهالى كاشان صدور يافت كه امر عالى شد آنكه : « حكام و سادات عظام و قضاة كرام و ارباب و اهالى دار المؤمنين كاشان بدانند كه حراست و محافظت بلدهء مذكور [ ه ] را به ايالت پناه تاجا للاماره ، حسن سلطان شاملو و امارت شعار مقرب الحضرة العليه نظاما للرفعة طهماسب قلى بيگ سفرهچى شاملو ، مرجوع فرمودهايم ، بايد كه من كل الوجوه و الاسباب اطاعت و انقياد ايشان بجاى آورده از سخن و صوابديد ايشان بيرون نروند . امارت و حكومت شعار مشار اليهما ، باتفاق داروغهء ايالت و حكومت پناه شوكت و حشمت دستگاهى ، عاليجاهى عضد الدولة القاهره ، ركن السلطنه الباهره شجاعا للدولة و الاقبال عليقلى خان قرداش لله و ديوان بيگى باشى استاجلو ، حفظ و حراست شهر نموده مساهله ننمايند . تحرير فى ثامن شهر جمادى الاول سنهء ست و تسعين و تسعمائه » و طهماسب قلى بيگ اين حكم را به كاشان آورده و حسن سلطان كه در نطنز بود ، يراق لشكر خود كرده با دويست سوار و صد پياده تفنگچى و كماندار كه در شب تار بضرب آتش بار خال از رخ زنگى مىربودند و بنوك پيكان آبدار ، قيفال از ساعد تار ميگشودند به كاشان برد و ولى سلطان قبل از وصول آن لشكر كينهور دروازهها را بسته و برج و باره را مستحكم ساخته متحصن گرديد و امارت پناه حسن سلطان باتفاق طهماسب قلى بيگ در ظاهر آن بلده نزول نموده اسباب جنگ و جدال آماده ساخته لواى كينه خواهى برافراختند و كمند همت عاليه بر تسخير آن شهر