محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

220

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

ديگر بدهيم . « 1 » آن جماعت بنابر خصوصيتى كه ميانهء پير غيب خان و خليفه بود ، اينمعنى را قبول نكردند . بعد از آن عليقليخان فرمود كه الكاى ديگر نيست ، اگر همدان را نميخواهيد پس به آن الكاى كه داريد بسازيد . چون ايشان ديدند كه مهمى از پيش نميرود ، عرض كردند كه چون جاى ديگر سواى همدان بما نمىدهيد ، از جهت پير غيب خان الكاء تعيين فرمايند تا باميدوارى آنجا همدان را گذاشته بيرون آيد . فرمودند كه كاشان را به او داديم و آن جماعت به آن مقدمه راضى شده نشان حكومت همدان را باسم خليفه تمام كرده به همدان رفتند و چون پير غيب خان بر مضمون حكم اطلاع يافت از اطاعت ابا نموده و گردن از انقياد پيچيده بر زبان آورد كه من همدان را به كسى نميدهم و بعضى از مردم خيرخواه عافيت طلب خاطرنشان پير غيب خان كردند كه درين معامله سركشى و عناد نتيجهء خوب نميدهد از اينجهت كه عليقليخان با تو در مقام عداوتست و چون اسمعيل قليخان بواسطه برادرش در صدد انتقام شود فسادهاى كلى بظهور خواهد رسيد . بنابرين مقدمات پير غيب خان راضى شد كه از همدان بيرون رود ، اما شخصى نزد خليفه فرستاد كه من قرار بيرون رفتن از همدان به خود دادم . اينقدر مهلت ميخواهم كه مهمات خود را صورتى بدهم و معاملاتى كه با مردم دارم مفروغ ساخته همدان را [ 122 ] به تو بسپارم و خليفه دو سه روزى صبر كرد و در آخر بىطاقتى كرده بر سر پير غيب خان رفت و خان دو روز ديگر التماس توقف كرد و خليفه اين را محمول بر بهانه ساخته لشكر و قشون خود را آراست و بعزم رزم صف كشيد و پير غيب خان هم سپاه خود را جمع نموده از شهر بيرون آمده در مقابل ، صف آراى گشت و بعد از اندك دارو گيرى شكست بر لشكر خليفه افتاده بخرابهء چمخال مراجعت نمود و

--> ( 1 ) - . بدهم .