محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

215

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

شعر به كار جهان باشد آنكس مثل * كه در پيشدستى ندارد بدل هر آنكس كه از خيل كار آگهان * كند پيشدستى به كار جهان بود كار او از همه پيشتر * بكامش بود كارها بيشتر و ازين غافل گرديد « 1 » كه درين پيشدستى زمانه را پس دستيهاست و بيشتر كارها بمرور ايام و كرور اعوام كمتر ميگردد و تقلب دوران مسند استعلاى ارباب تكبر و مرصد استغناى اصحاب تجبر را از فوق سپهر كرى بتحت الثرى مىآورد . حاصل كه انديشهء مآل و فكر عاقبت احوال خود كرده « 2 » در تاريخ شهر محرم 995 كه اردوى معلى در قشلاق قراباغ تشريف داشت و در آن چند روز مقرر بود كه لواى نهضت بصوب دار السلطنهء قزوين برافرازند ، خان حقيقت‌نشان در مقام تدبير آمده به تيغ تزوير انديشه ستردن ارقام حروف حيات « 3 » شاهزاده كرامت سمات را بر لوح خيال نقش كرد و دلاك پسرى كه منظور نظر التفات شاهزاده بود و كمال خصوصيت و محرميت داشت ، آن پسر را بخلوتى طلبيده ما فى الضمير وقاحت تأثير خود را با آن متوجه بئس المصير [ 119 ] در ميان نهاده او را بجواهر و نقود نامعدود موعود ساخت و آن ناپاك بىباك ، متقبل اين امر خطرناك شده در شبى كه شاهزادهء مشترى سيما ، بزم عشرتى ترتيب داده و با يك دو تن ديگر از جوانان خورشيد لقا طرح صحبتى انداخت و با آن پسر بنياد همزبانى كرده اظهار كمال لطف و خصوصيت مينمود و بحسب اتفاق مجلس خلوت گشته شاهزاده ماند و آن سگ مردود ، و شاهزاده سر بر كنار او نهاده تكيه فرموده كه بيك ناگاه آن بدبخت روسياه خاك بىشرمى درديدهء بيمروتى كرده ، خنجر از ميان شاهزاده كشيده دو سه زخم كارى بر بدن نازنين آن مهر سپهر كامكارى زد و شمع چراغ را كشته و از آنجا بيرون دويده پناه بخانهء خان

--> ( 1 ) - م : كردند . ( 2 ) - م : نكرده . ( 3 ) - هر دو نسخه ( جهات ) است كه ظاهرا صحيح به نظر نميرسد