محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

205

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

در خلال اين احوال ، خبر آمدن فرهاد پاشا در اردوى معلى شيوع يافت و فرمان واجب الاذعان نافذ گرديد كه آنچه از مواضع و محلات تبريز كه رومى تصرف نكرده بودند قزلباش آن را خراب سازند [ 113 ] و حسب الحكم بتخريب آن بلده مانند ديو ودد از جاى برآمده بازارها و محلات را آتش زدند و تمامى شهر را خراب ساختند و اردو در موضع چرنداب ، نزول اجلال فرمود . درين اثنا قاصدى رسيد و اين خبر مسرت اثر رسانيد كه خسرو بيگ كرد ، كه حاكم بعضى از حدود « 1 » ولايت آذربايجان بود ، بلشكر فرهاد پاشاباز « 2 » خورده جنگى سخت كرده و تا موازى دويست سر از رومى به اردو آوردند و مقرر شد كه بعضى لشكر به امداد و اعانت خسرو بيگ روند كه خبر رسيد كه فرهاد پاشا به تبريز آمد و موكب ظفر اثر به ييلاق اسكنبر ، كلبه « 3 » فرموده ، در آن موضع نزهت افزا خيمه و خرگاه به اوج سماء برافراشتند و بعد از چند روز فرهاد پاشا ، دو كس از معتمدان قاعده دان خود را برسم رسالت بدرگاه سلاطين پناه ارسال داشت و بوسيلهء امراى ملك آراى ، ايلچيان بسعادت آستان بوسى مستسعد و سرافراز شدند و بعد از وظايف « 4 » اداى رسالت ، بعز عرض رسانيدند كه فرمان قضا اقتدار نواب خواندگار برين نهج جريان يافته كه يكى از پادشاهزادگان كامكار كه مخايل نجابت و كرامت از ناصيهء احوالش واضح و پيدا و دلايل سلطنت و جلالت از حاشيهء اقبالش لايح و هويدا بوده مصحوب يكى از عظماى اركان دولت كه مشار اليه احباب ملك و ملت و معتمد عليه ارباب دين و دولت باشد به قاپو ، كه عتبهء عليه آن مقبل شفاه سلاطين ذوى الاقتدار و ملثم افواه اساطين اولو الابصار است ارسال فرمايند تا آنچه از ولايت قراباغ واران و مملكت آذربايجان و شروان كه مسخر جنود ظفر ورود و عساكر نصرت مآثر اينجانب گرديده به تصرف

--> ( 1 ) - د : حد ( 2 ) - م : برخورده ( 3 ) - م : كليه ( 4 ) - د : وعايف