محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

199

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

كعبه مرتبه دراز كرد و جميع نقود و اجناسى كه در خزانهء آن حضرت بود ، بعضى را بمواجب نوكران و بعضى از جهت سركار خاصهء خود صرف يراق نمود و چون جناب متولى و سادات عظام و خدام رفيع مقام در باب منع حرفى ميگفتند جواب ميداد « 1 » كه بصيغهء قرض « 2 » برميدارم و تمسكات شرعى بخطوط و سجلات قضاة نوشته بمتولى مىسپرد تا آنكه جلال خان ولد دين محمد خان اوزبك بحوالى طوس و مشهد آمده آغاز تاخت و تاراج كرد و چون دفع فساد ازبكان لازم بود ، مرتضى قليخان به بهانه آنكه لشكر يراق ندارند ، تمامى قنديلها و لگنها و پيه سوزهاى طلا و نقره و ساير اجناس اخذ نمود و همه را شكسته وزر مسكوك ساخت و بعضى را صرف زينت و زيور كرده مملوك خود گردانيد و اصلا و قطعا شيوهء اعتقاد و طريقهء اخلاص را مسلوك نداشته رعايت جانب شرع نپرداخت و آن نقود و اجناس را بر سپاهيان قسمت نموده اسباب جنگ و جدال و يراق حرب و قتال جلال خان را سامان داد و بعزم مقابله و مقاتلهء لوزبك ، لواى توجه برافراخت و قباد سلطان قاجار از سبزوار و محمود بيگ صوفى اغلى استاجلو از ترشيز بمدد رسيد و بعد از تقارب بعزم قتال صف آراسته بهادران و دليران از جانبين [ 110 ] مركبان باد پاى آتش عنان از جاى برانگيخته بميدان نام و ننگ تاختند و به زخم خدنگ مرگ آهنگ و ضرب تيغ و سنان ، پيكر بدن يكدگر را چاك ساخته خاك ميدان را به خون مردان گل ساختند . به خون خاك ميدان برآميختند * وزان لاله زارى برانگيختند زمين گل شد از خون آن كشتگان * همه پاى در گل چو سرگشتگان قضا كينه از بسكه در دل گرفت * در زندگانى از آن گل گرفت و بعد از كشش و كوشش بسيار ، نسيم فتح و ظفر بر طرهء علم نصرت پيكر مرتضى - قليخان وزيده ازبكان منكوب و مخذول روى بگريز نهادند و ماه اقبال جلال خان ،

--> ( 1 ) - م : مىگفت ( 2 ) - م : عرض