محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

194

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

آورده سر را ببرد و بعد از اين قضيهء واقعه ، امير سعد مكتوبى به ولى سلطان ولد محمد خان كه در قزوين بود نوشت و او را بآمدن كاشان تكليف و ترغيب نمود . و چون خليفه از فرستادن مكتوب اطلاع يافت در تسخير قلعه بجد شده دامن سعى بر كمر جهد استوار ساخت و سيبه‌ها در مقابل قلعه ترتيب داده هر سيبه بيكى از فرزندان و بعضى از بهادران لشكر خود سپرده گاهى بلوازم جدال و قتال مىپرداختند و احيانا بمراسم استراحت مشغول گرديده با جوانان مقبول نرد صحبتى مىباختند كه درين اثنا خبر آمدن ولى سلطان شايع گشت و مردم كاشان خيلى از اين واقعه مضطرب و پريشان احوال گرديدند و خليفه دل بر حكومت كاشان نهاده با وجود اسباب و اموال محمد خان از رأس المال كاشان و بلوكات بقرار يكتومان صد و پنجاه دينار توجيه نموده در وجه مواجب ملازمان مقرر داشت [ 107 ] و تحصيلداران رقم از محصص گرفته به تحصيل مشغول شدند . ناگاه ولى سلطان بر در شهر رسيد و از گرد راه جنگ انداخت و در عرض دو سه روز محاربات صعب بوقوع انجاميد و هر نوبت بسيارى از سپاه تركمان كشته شد . ولى سلطان آثار عجز و انكسار در چهرهء لشكريان خود مشاهده نمود و چون سپاه شاملو اضعاف مضاعفهء لشكر « 1 » تركمان بود ولى سلطان صلاح در صلح ديده بساط مجادله در نورديد و بعضى از معتمدان را نزد خليفه ارسال داشت كه استمزاج او نموده اگر مايل ببسط بساط مصالحه باشد ، بناى صلح برين منهج استقرار يابد كه خليفه آنچه از مال و منال و اسباب و جهات محمد خان كه در شهر و قلعه باشد با متعلقان و منسوبان محمد خان بيرون فرستد و ولى سلطان ، كاشان را به او گذاشته برود . اما قبل از آنكه مطارحهء بناى صلح [ استحكام پذيرد ] فتنه‌اى حادث گشته و

--> ( 1 ) - م : لشكريان .