محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
186
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
ز بس گرد بر شد بر آن دشت كين * زمين آسمان ، آسمان شد زمين در آن تيره گرد از نعال ستور * شرارى كه جستى ز نزديك و دور ز بس تيره بود آن هوا از غبار * تو گفتى ستاره است شب آشكار ز تير سواران در آن رستخيز * فلك گشت پرويزن فتنه بيز گهى گشته يكتن دو پيكر ز تيغ * ز هر پيكرى خون روان بيدريغ كه از نيزه گشتى دو پيكر يكى * كه فرقى نبودى مگر اندكى ز بانگ نفير وز فرياد كوس * كه پيچيد در گنبد آبنوس بناى فلك در تزلزل فتاد * يلان را مهم از تحمل فتاد بيكبار تيغهاى تيز به قصد خونريز از نيام جرأت كشيده و سپرهاى وقاحت به پيش روى آورده و مركبان باد پاى آتش عنان را شرر مثال بعزم قتال از جاى جهانيده بر يكديگر حمله آوردند و صداى گور گه و كوس و نواى نفير و كرّه ناى ، درين گنبد آبنوس پيچيده از شيهه مركبان و هياهوى مبارزان سپهر پر از ثوابت و پروين ، پنبه در گوش نهاد و فلك مستدير به جهت تماشاى آن دار و گير ، از كواكب مستنير ، چندين ديده قرير بگشاد و زمانهء سفله نواز و فلك شعبده باز ساعتى آغاز هزل و استهزا نموده مخالفان را برؤيت صورت فتح و نصرت شيرك ساخت و لواى غلبه و استيلاى معاندانرا در فضاى معركه جدال برافراخت ، تا يكدو علم از سپاه ظفر پناه گردانيده بمعسكر خود بردند و با وجود اين تسلط ، بادى غبار انگيز ، از طرف مخالفان صاحب ستيز در اهتزاز ، گرد بسيار بر اردوى نواب كامكار حمزه القاب ريخت و از تصادم آن باد صرصر اثر لشكر ظفر پيكر از هم پاشيده چنان كه همراه و برادر يكديگر را نيافتند . درين حالت عليقليخان قرداش و اسمعيل قليخان يلداش ، هر يك به طرفى روى نهادند ، از هم ريختند و سلك جمعيت سپاه نصرت پناه از يكديگر ريخت .