محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

182

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

وقوع اين واقعه ضايع شوند ؟ اگر شوكت و شأن عليقليخان « 1 » باستظهار حمزه ميرزاست ، من طهماسب ميرزا را بشما دهم تا شما نيز پادشاهزاده‌اى داشته باشيد و او را بر شما با اين تقريب تفوقى نباشد و شما هم ترك خلاف و نفاق بكنيد و مادهء اين فتنه و فساد تسكين يابد . آنجماعت كه اين حكايت شنيدند ، بمؤداى « ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ » « 2 » متكلم گرديدند و تمامى امرا و سپاه بقبول اينمعنى همداستان شدند و در همان شب چند كس از محرمان امين را بحوالى دولتخانه فرستادند و نواب اعلى بوفاى وعدهء التفات فرموده « 3 » طهماسب ميرزا را از حرم محترم بيرون فرستاد و ايشان ميرزا را باردوى خود رسانيده باستظهار او لواى استيلا و استقلال برافراشتند و در مقام تربيت و تقويت شاهزاده آمده همت بر سلطنت او گماشتند و بعد از آن قرار دادند كه در ركاب دولت انتساب طهماسب ميرزا ، متوجه دار السلطنهء قزوين گردند و چون شاهزادهء سلطنت پناه ، وكالت دستگاه سلطان حمزه بر ارادهء ايشان اطلاع يافت ، اسمعيل قليخان را به تعجيل تمام از راه ديگر بمحافظت قزوين و ضبط خزانهء عامره ارسال داشت . و مشار اليه ايلغار نموده چند روز قبل از وصول معاندان به آن بلدهء جنت‌نشان آمده به حراست و نگاهبانى دار السلطنه كمال حزم و احتياط بظهور رسانيد . اما امراى مخالفين به قصد دار السلطنهء قزوين از موضع و اسفنج بولايت ابهر آمده در آن مقام ده پانزده هزار نفر از سوار و پياده از قوم تركمان و تكلو و ايماقات متفرقه بر ايشان جمع گرديده سان لشكر ديدند و هر كس را يراق فراخور مرتبهء او دادند و اصحاب مناصب تعيين كرده مقرر شد كه محمد خان لله و مسيب خان وكيل السلطنه و وليخان امير لشكر و سپه‌سالار كشور باشند . اما كارپرداز قضا و قدر

--> ( 1 ) - د : عليخان ( 2 ) - سورهء 44 آيهء 57 ( 3 ) - م : نموده