محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
165
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
نداشت كه بنفسه كارى از پيش تواند برد ، با پسران و برادران خان جنت مكان قرعهء مصلحت اين مهم در ميان انداخته ، مطارحهء اين داعيه نمود و چون ايشان نيز بسيار دل شكسته و پريشان خاطر بودند و فى الحقيقه ارتكاب اين امر خطير در حيّز قدرت و مكنت خود نمىديدند ، لهذا اثرى بر افساد آن مفسد مترتب نگرديد . از اينجهت كه عقلا گفتهاند : به كار جهان هر كه عاقل بود * نبايد كزين هر دو غافل بود يكى آنكه كارى كه باشد خطير * خيالش نيارد بگرد ضمير دگر آن سخن را كه بايد نهفت * نگهدارد آن را نيارد بگفت كه تا بعد از آن نبودش انفعال * سرش را به زانو نيارد ملال كند هر كه كارى كه در خورد اوست * نه « 1 » دشمن برو طعنه آرد نه دوست مقصود بيگ چون ديد كه باستظهار آن جماعت ، چهرهء شاهد مقصود در مرآت اميد جلوهگر نميگردد و ماه مراد از افق تمنّا طالع نميشود ، از ايشان مأيوس گشته روى توجه بموضع چبستر نهاد و چون بعد از كشتن امير خان ، منسوبان و مخصوصان او را خصوصا جماعتى كه ارباب تموّل و اصحاب ثروت و تجمّل بودند مؤاخذه و مصادره مينمودند ، يكى از محصّلان غليظ شديد ، باخذ و ضبط اموال و اسباب او كه بيحساب بود رفت و مقصود بيگ [ با ] آن « 2 » شخص بطريق رفق و مدارا پيش آمده مبلغهاى كلّى از اجناس گرانمايه و خيمه و خرگاه سپهر پيرايه در نظر قبول محصّل كشيد و آنقدر خدمت و شيوهء خصوصيت بظهور رسانيد كه تحصيلدار را شرم آمد كه او را مقيّد سازد و چون محل اعتماد شد ، روزها و شبها با آقا همزبان و مصاحب گشته او را هر روز بمنزلى از منازل خود برده به اين تقريب تحفههاى غريب به نظر ميآورد تا او را بيك يورتى برد كه صندوقهاى بزرگ مملو از نقود و جواهر
--> ( 1 ) - در متن « ز » به قياس اصلاح شد . ( 2 ) - د : از آن .