محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
152
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
امراى ملكآرا در خواه گناه ناكرده اهل سبزوار از شاهزادهء عالى مقدار نمود و التماس نمود كه مصحوب يكى از امراى رفيع الشأن به شهر رفته ، در تسكين اين ماده كوشيده ، حسين بيگ را كه خميرمايهء اين فساد بود ، بدست آورده به نظر اقدس رساند . ملتمس او مقبول افتاده مشمول الطاف بىغايت گشته و به شهر آمده ، غارتگران را از شهر بيرون كردند و فرمان همايون برين موجب نفاذ يافته بود كه هيچ آفريده را با سيرى نبرد و هر كس هر كرا از دختران و پسران كه گرفته بود گذاشتند و بعضى كه در شنيدن حكم اهمال مىنمودند ، معروض تيغ سياست گشته ، باقى دست از مردم داشتند و حسين بيگ كه در قلعه متحصّن گشته بود ، او را بيرون آورده بعرض عتاب شاهزاده آوردند و پس از ايذاهاى زيادتى ، رقم هستيش از لوح زندگانى ستردند و سرش بردار اعتبار كرده وجود و عدمش را يكسان شمردند و در آن فترت ، بسيارى از اشياء نفيسه و اجناس اعلا بدست قلقچيان ادنى افتاده و كتابهاى خوش خط با زينت ، از تفاسير و تواريخ و مثنويات و غيرها به تصرف جماعتى درآمده بود كه هر از برنميدانستند . القصه از عقل ناقص و تدبير باطل يك جاهل چندين نفس مستعد كامل بباد فنا رفت و سبزوار ، بمرتبهاى خراب شد كه در بعضى منازلش ، بجاى مردم وحوش و طيورخانه كردند و مردمش بطريقى پريشان و بيسامان شدند ، كه با هيچكس ستر عورت نماند . پس از حدوث اين وقايع ، موكب همايون طالع از ظاهر آن خرابه نهضت نمود و چون به دامغان رسيدند ، مرتضى قليخان حسب الحكم بحكومت الكاء جرجان مرخص شده متوجه آن صوب گشته آن طريق بپاى سعى نورديد و اردوى نصرت [ پوى ] ، از آنجا بتأييد رب العالمين ارتحال نموده هواى فضاى دار السلطنهء قزوين از غبار موكب فلك تزئين ، عطر افزاى صحراى ختن و چين گرديد .