محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

150

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

صاحب تدبير من كل الوجوه از مهمّات خراسان آسوده و مطمئن گرديد ، موكب همايون بعزيمت كشور عراق رايت معاودت برافراشت و اردوى جهان پوى از مشهد مقدّس انتهاض فرموده هر يك از امراء بمحلّى كه متعلق به او بود نظر توجه گماشت و پس از وصول موكب نصرت نهاد بموضع نزل آباد كه از آنجا ببلدة المؤمنين سبزوار دو فرسخ است ، كسى پيش رفت كه يكى از حمّامات آن بلده جهت خاصّهء شاهى صفا داده ترتيب نمايند . حسين بيگ حاكم آن بلدهء طيّبه به تلقين شيطان لعين كه بىعقلان را بئس القرين است ، از راه رفته و طريق صلاح و سداد را گم كرده سالك سبيل عناد گشت و فرمود كه دروازه‌ها را بسته و پلها را كشيده لشكريان موكب همايون را در شهر نگذارند ؛ و به اين عمل كثير الخلل متوقّع تحسين بود كه گويند كه حاكم ضابطيست و ضابطهء حكومت چنين مىبايد و هر چند سادات عظام و اكابر عالى مقام در منع او كوشيدند و به نصيحت او پرداختند اصلا بسمع رضا اصغاء ننمود و از جهت حزم و احتياط اهل و عيال را بقلعهء عميدى كه بر يكطرف شهر واقعست برده آن حصار را محكم ساخت و به قدر مقدور بمحافظت برج و باره پرداخت و خاطر از ممرّ شهر و قلعه مطمئن ساخته از نيران غضب قيامت لهب و آتش قهرجانسوز عساكر فيروزى بهر انديشه ننمود و شاهزادهء شجاعت دستگاه بر ظاهر آن بلده نزول فرمود [ ه ] نايرهء قهر قهرمان شاهى شعله بر كرهء اثير كشيده ، لشكريان را بگرفتن شهر فرمان داد و با وجود اشتعال آتش غضب ، بملاحظهء آنكه مؤمنان و شيعيان آن بلدهء جنّت مثال پايمال فتنه و فساد نگردند ، يكى از اركان دولت را به نصيحت حسين [ بيگ ] و دفع فتنه و شين او مأمور ساخته بدروازه آمد و ابواب نصايح سودمند برگشاد و در خير خواهى طرفين داد سعى و اهتمام داد . اما آن كج اعتقاد بدنهاد ، بدفع فساد تن در نداد و از خوف جان و بيم بند زندان ، سركشى و خلاف