محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

142

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

پس از آن بعضى از اركان دولت چنين مصلحت ديدند كه ايلچى سخندان ، به خدمت شاهزادهء گردون اساس عباس ميرزا رفته كيفيّت مصالحهء مرشد قليخان را عرض نمايد كه والى دار السلطنهء هرات ترك عناد وطى وادى سركشى و فساد كرده طريق مطاوعت بقدم مصادقت پيمايد . اما نوّاب اعتماد الدولة الخاقانيه را تدبير خلاف اين بود . عرض نمود كه خان « 1 » هرات زياده از آن باد غرور و استكبار در دماغ دارد كه سر اطاعت بقبول اين معنى فرود آورد ، اولى چنان مينمايد كه ازين [ 79 ] موضع ايلغار كرده غافل بر سر او رويم و تا او خبردار گردد ، او را بدست در آوريم و اين مضمون مرضى طبع نوّاب همايون و مستحسن خاطر اركان دولت روز افزون افتاده از آن مكان بجدّ تمام ايلغار نمودند و حاكم هرات در ركاب سعادت انتساب شاهزادهء فلك جناب از دار السلطنه بيرون آمده بر سرآب موضع كوسفيه ، كه از آنجا تا شهر قريب ده فرسخ باشد خيمه و خرگاه زده پيوسته جاسوسان جلد پركار كرده روز بروز از وقايع حالات و كيفيّت مهمّات خبر مىگرفت . چون اردوى معلّى منزلت از موضع تربت بعزم ايلغار كوچ فرمود ، جاسوس خبر بخان رسانيد كه موكب شاهى عنقريب ميرسد . خان عالى مكان ، اول مرتبه قول قاصد را محمول بر كذب ساخته او را اهانت كرد و در آخر گفت كه بر تقدير كوچ پنج روز ديگر به اين نواحى ميرسند . اين گفت و بخاطر جمع مشغول صحبت گرديد و سپاه ظفر انتباه چنان ايلغارى كردند كه روز ديگر هنوز آفتاب طلوع نكرده بود كه ديده‌بان لشكر خان طليعهء سپاه نصرت دستگاه ديده بر در خيمهء خان دويد كه چه نشسته‌اى برخيز و تا پاىدارى بگريز كه اينك لشكر رسيد و خان رفيع الشأن اين خبر شنيد و تابر خود جنبيد ، لشكرى در خيمه‌گاه ريختند .

--> ( 1 ) - م : والى .